یادداشت: اعتراض عکاسان به جشنواره های عکاسی

[ad_1]

ماجرا از جایی آغاز شد که عکاسان جسارت و ظرفیت پذیرفتن خطای خویش را ندارند و انگشت اتهام را به هر شخصی و هر کجا هدف می گیرند جز خودشان!
چندی پیش در یکی از گروه های مرتبط با فعالیت عکاسی ، یکی از دوستان عکاس از فراخوان یکی از مسابقه های باری به هر جهت یاد کرد و دیگران را به تحریم شرکت در آن تشویق می کرد.
مسابقه ای که در بخش های بسیار جدّی و اساسی دچار اشکال در تنظیم بود و البته این روزها کم نیستند چنین فراخوان هایی که نوشته و منتشر می شوند و پرونده شان پس از مدتی بسته می شود و آمد و رفت شان جز خسارتی مادّی و روانی برای اهالی جامعه عکاسان و رقابت های عکاسی هیچ ردّی هم برجا نمی گذارند.
در ذیل آن مطلب بنده -سروری- متنی نوشتم و خاطی اصلی را نه آن دبیرخانه و آن برگزارکننده که فرد – فرد عکاسان دیدم و …
ساعاتی نگذشته بود که تنی چند از عکاسان از استان های مختلف کشور از بازنشر متن یاد شده در چندین گروه و کانال دیگر یاد کردند و نکات و نظراتی را درباره فراگیری این قبیل آسیب ها با بنده درمیان گذاشتند و اینجا بود که دیگر می بایست آن متن -برخلاف میل درونی بنده- به رسانه های تخصصی سپرده می شد تا مجریان و سیاست گذاران اصلی بدانند رازی در پرده نداریم که برون افتاده باشد و قصور اصلی در این ارتباط با سکوت بزرگان و کناره گیری مسئولینی است که متولی امر هستند و عکاسان خسارت دیده به هیچ کجا جز نام و اعتبار و توصیه و تجربه ایشان چشم امیدی ندارند.
زحمت بازنشر متن نگارش شده را در گروه ها ابتدا «محمد نوروزی» عکاس پیشکسوت و عضو سابق هیات مدیره انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران عهده دار شدند و در ادامه دیگر عکاسان و فعالین در شبکه اجتماعی چرخۀ بازنشر این وجیزه را پی گرفتند که از زحمت و عنایت یکایکشان سپاسگزاریم.
در ادامه انگیزه بازنشر متن فوق را از آقای نوروزی خواستار شدیم که اینگونه پاسخ دادند:

با نام و یاد خدای مهربان
سلام و ارادت بسیار

من به دلیل نامناسب بودن فضای مجازی برای بحث های صنفی و حرفه ای، معمولا شاهد این بحث ها هستم و تاسرحد ممکن ورودی ندارم.
تجربه شخصی من به خودم ثابت کرده که معمولا در بحث های حضوری به نتایج بهتری می رسیم و لااقل چون رودر رو هست، حق الناس کمتری به گردن مان می افتد.
ولی در برخی مباحث و طرح نظر و موضوعات حرفه ای که در گروه هایی با عنوان عکس وعکاسی در فضای مجازی به جریان می افتد جای سکوت نیست.
متاسفانه! به دلیل نبود قوانین مصوب و تدوین شده برای برگزاری جشنواره ها و مسابقات عکاسی و نیز عدم شناخت وآگاهی ما عکاسان از حقوق و وظایف مان و توقعات مان از انجمن ها و تشکل ها ودیگر مشخصه هایی که برای طرح آن فرصتی دیگر می طلبد، نتیجه این بازار مکّاره ای می شود که همگی کم و زیاد در آن درگیر هستیم.
به نظرم یکی از بدیهی ترین وظایف حرفه ای یک رسانه، عکاسی آسیب شناسی همین دردهای پنهان و آشکار است.
من به صداقت وشرافت و شجاعت قلم و نوع نگاه نگارنده مطلب فوق (آقای مهدی سروری) ذره ای شک وتردید نداشته وندارم.
در میان جستجوهای ام در گروه ها، مطلب ایشان رو دیدم که سرتا پای این نوشته بیان دردی واقعی بود.
شایسته دیدم که دوستان بیشتری خواننده اش باشند.به همین دلیل در تعدادی از صفحات مجازی مرتبط بازنشرش دادم.
عزیزان پیشکسوت و صاحب نام و موی سپید در جامعه عکاسی ایران و جوانان عزیز نسل حاضر که اکثریت شماها میزان ارادت و حد دوست داشتن من را نسبت به خودتان را بهتر می دانید، دیگر کنار ماندن و دست بر روی دست گذاشتن جایز نیست.
چقدر خوب است که به شرط دوری از حب و بغض و دنیای احساس و هیجان، اهل تصمیم گیری آنی باشیم و بهترین راه و ارزنده ترین روش این هست که زحمت بکشیم و همین الان قدم برداریم‌. فقط یک قدم.
تلاش کرده و قبول زحمت کنیم تا نزد آیندگان قدرت سر بالا آوردن در مقابل سیل انتقادهای به حقّ و شایسته شان را داشته باشیم.

خوب و برقرار باشید و صد البته جان و مال و فکر و نگاه تان در پناه حضرت دوست.
محمد نوروزی-یکم مردادهزاروسیصدونودوشش
——————————————————————————————————————————————————————————————————
یادداشت آقای مهدی سروری-مدیر پایگاه عکس چیلیک پیرامون حواشی اعتراض عکاسان به جشنواره های عکاسی؛

کمی⚠️با خودمان شفاف و راحت و صادق باشیم
رقابت های مبتنی بر عکس را شاید غیر عکاسان راه بیاندازند و پشتیبانی و هدایت کنند ولی☝️
علاقمندان عکاسی شرکت می کنند
عکاسان داوری می کنند
عکاسان با دوربین دبیرخانه ها گپ وگفت می کنند
و عکاسان هستند که ناتوان از تنظیم و تدوین یک متن مبتنی بر اصول و کاملا مودبانه و آرام، برای نقد یک رقابت عکاسانه اند.
نقدی عاری از حُبّ و بغض.
و خسارت ها در نهایت بر دل و روح عکاسان می ماند و …
سایت های فعال مان در حوزه اطلاع رسانی هم پاک و مبّرا از این خطا نیستند!
و درد اینجاست که نامداران عکاسی هم ناتوان تر از بیان خطاها هستند (به دلایلی که می دانم ومی دانید)
و البته خبرنگاران حوزه تجسمی خبرگزاری ها هم فقط به تعداد انگشت های دستشون عکاس می شناسند و در ارتباط اند و ایشان هم که سالهاست در قهقهرایی ترین شرایط عکاسی ابتدای کلامشان +اندیشانه می فرمایند: خوشبین باید بود…

« پایگاه عکس چیلیک » به عنوان رسانه ای در کنار دیگر رسانه های تخصصی و فعال عکس و عکاسی در کشور نزدیک به ده سال است که لینک #فراخوان_های_معتبر را در این سایت پشتیبانی و حمایت رسانه ای می کند، معتبر به این معنا که ۳شرط آشکار و اصلی را رعایت کرده باشد که عکاسان حیران نمانند و سرگردان نشوند!
۱_نام دبیر در فراخوان باشد
۲_اسامی داوران معرفی شده باشد
۳_حقوق عکاسان شفاف و صریح بیان شده باشد.
ما این شناسه هارا مرکز درد شناختیم و به آن پایبندیم ولی مگر شرکت کنندگان نسبت به فراخوان های مخدوش از این اصول، به عدم شرکت و معرفی به دیگران به عنوان فراخوان مخدوش مقیّداند، تا دیگر دوستان و عکاسان هم در دام اینگونه رقابت ها نیافتند؟

فراخوان های منتشر شده در نخستین فصل سال را که پشت سر گذاشتیم مرور بفرمایید تا باور کنیم شرکت کنندگان در اینگونه رقابت های مخدوش حرفه ترین ها هستند در محاسبه و چرتکه اندازی و دخل و درآمد …
اما هم ایشان در مواجهه با بندهء هیچ و شمای نوعی، دَم از پسوند حرفه ای در حرفهء عکاسی می زنند.

ظرف دو روز پنجشنبه۲۹ و جمعه ۳۰ تیر ماه که پشت سر گذاشتیم تماس های مکرّری از سوی برخی عکاسان داشتیم که چرا شما و سایت شما در معرفی جفای فلان شخص و فلان دبیرخانه به عکاسان سکوت پیشه کرده و چرا … ؟ و پاسخ البته که روشن است: « مگر فراخوان شان را ما معرفی و تایید کردیم؟ »

خانمی که از سال ۱۳۸۹ تا کنون پیگیر حق برخورداری از جایزه شان که سفر به کشور فرانسه بوده است هستند و کدام انجمن و صنف و عکاس در حمایت از ایشان و دیگر عکاسان مجروح از بی تعهّدی ها و بد عهدی ها به میان آمد و کاری کرد؟

انجمن های عکاسی ما در برابر دریافت یک رقم مشخص سالانه از اعضا، شانیت و جایگاه خود را در حدّ یک مرکز انتشاراتی و اطلاع رسانی و نمایشگاه سالانه گذاری و غرفه داری در نمایشگاه کتاب و … تنزّل داده اند و هنوز هیچ کدام شرایط عادی سازی حضور یک عکاس را به عنوان یک شخصیت کاری در جامعه، در شرایط عادی، در یک موقعیت عمومی (و نه دارای منع قانونی) نتوانسته _واقعا نتوانسته اند_ فراهم کنند.
حتی در برابر ارایه گزارش عملکرد سالانه شان به رسانه ها که مخاطبین شان شما هستید، مقاومت می کنند.
و البته یادمان باشد اشخاص محترمی اند ولی کار بلد کار گروهی به نفع گروه عام نیستند حتی نامدارانشان!

در قبال انتشار گزارش: عکاسان نمی بینند! با خیال راحت منتشر کنید که حکایت نصب عکس در بیلبوردهای شهری بی نام عکاس بود، از دفتر انجمن عکاسان بجای تقدیر از بابت این گزارش، با دفتر چیلیک تماس گرفتند و فحاشی کردند که چرا ما را مقصر دانستی؟
و وقتی خواستیم نقدشان را بر گزارش بنویسند پاسخ شنیدیم: برو بابا… مگه مثل شماها بیکاریم.

دوست عزیزمان مهران چراغچی از مشکلی یاد می کنند که با دعوت به تحریم انتظار می رود حلّ شود ولی در اصل نیاز به آگاه سازی مخاطبین و شرکت کنندگان داریم؛ چرا که عرض کردم: دست اندرکار و عامل و حامی و دبیر و طراح و داوران و … دیگر مرتبطین رقابت های عکاسی، مگر جز عکاسان و مراکز مدعّی کار فنی و اصولی و اساسی در عرصه هنر و عکاسی هستند؟

عذرخواهی می کنم که کلامم به بلندا کشید.
اگر پرسشی باشد درخدمتم
اگر خطایی گفتم، تذکر بفرمایید عذرخواهی کنم
اگر راهکاری هم دارید درخدمتیم.
اگر تمایلی بود در ادامه به دیگر موضوع ها در برخی مواضع که آسیب را به سمت و سوی عکاسان و عکاسی نشانه رفته ، می پردازیم.
با احترام و ارادت🤚

منبع: پایگاه عکس چیلیک

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *