بیوگرافی کوروش تهامی و همسرش پونه یزدانی + عکس‌ها و مصاحبه

[ad_1]

کوروش تهامی

بیوگرافی و زندگینامه

کوروش تهامی بازیگر سینما و تلویزیون متولد 4 اردیبهشت 1350 در تهران می باشد و 46 سال سن دارد.

تحصیلات : تهامی دارای مدرک لیسانس تاتر از دانشگاه آزاد می باشد. 

کوروش تهامی فعالیت بازیگری و  هنری خود را از سال 1375 با حضور در فیلم سینمایی سینما سینماست ساخته سید ضیا الدین دری آغاز نمود. 

وی در سال 85 با بازی در سال زیر تیغ به خوبی شناخته شد . همچنین در سال 89 نیز در سریال ملکوت با بازی در یک نقش متفاوت در یادها ماند . آخرین حضور او در تلویزیون نیز بازی در سریال گمشدگان به کارگردانی رضا کریمی می باشد که تابستان 96 روی آنتن میرود .

ازدواج ها و همسران

کوروش تهامی تا کنون دوبار ازدواج کرده است , بار شبنم طلوعی که این ازدواج منجر به طلاق شان گردید و همسر سابق او هم اکنون در شبکه انگلیسی من و تو حضور دارد. اما ازدواج دوم او با پونه یزدانی بوده است که هم اکنون با یگدیگر زندگی میکنند.همسر جدید کوروش تهامی.

کوروش تهامی و همسرش

گفت و گو با کوروش تهامی و همسر جدیدش پونه یزدانی

ماجرای آشنایی و ازدواج

کورش : نحوه آشنایی ما خیلی هنری بود (می‌خندد). همسرم برای خرید یک سی‌دی موسیقی وارد مغازه‌ای شد که من هم داشتم از آنجا خرید می‌کردم و اتفاقا من هم آن موسیقی را خیلی دوست داشتم. وقتی دیدم ایشان سخت مشغول توضیح دادن هستند و فروشنده هم متوجه نمی‌شود، وارد معرکه شدم و با توضیحاتم که البته کمی هم مخصوص بود، مغازه‌دار را متوجه کردم موسیقی کار کیست و خواننده آن آلبوم چه کسی است.

پونه یزدانی : خیلی جالب بود. کورش عینک بزرگی زده بود و من نشناختمش. آمد جلو و گفت بگذارید کمک‌تان کنم. فکر کنم دلش سوخته بود (می‌خندد). چون من هرچه توضیح می‌دادم فروشنده اصلا متوجه نمی‌شد. به هرحال کورش آمد و قسمتی از آن آواز را خواند و من با کمال تعجب گوش می‌کردم. بالاخره جناب فروشنده متوجه شد ما از کدام آلبوم و کدام خواننده حرف می‌زنیم. آن روز را فراموش نمی‌کنم، اتفاق بسیار جالبی بود.

کورش : اولین جرقه آشنایی ما آنجا بود و بعد هم رفت‌وآمد‌های معمول و خواستگاری و ازدواج.

همسر کوروش تهامی

اینستاگرام کوروش تهامی : instagram /Kooroshtahami

درهمه کارها مشارکت و مشورت داریم

کورش : خدارا شکر ارتباط بسیار خوبی با هم داریم و از بودن در کنار هم لذت می‌بریم. زحمت بسیاری از هماهنگی‌های زندگی‌مان مانند سفرها، دیدارهای خانوادگی، رفت‌وآمد و. . . برعهده همسر عزیزم است و اوست که در زندگی مشترک‌مان مراقب خیلی از مسائل است.

پونه : ما از همان ابتدای ازدواج بنا را بر مشارکت و مشورت گذاشتیم و من هم همیشه سعی می‌کنم در تمام کارها با هم همفکری داشته باشیم و معمولا کمتر اتفاق می‌افتد کاری را بدون مشورت با هم انجام دهیم.

به خواسته‌های یکدیگر احترام می‌گذاریم

کورش : فکر می‌کنم رمز ارتباط خوب‌مان به‌خاطر احترام گذاشتن به خواسته‌های یکدیگر است. ببینید زندگی مشترک یک اتفاق دوطرفه است. به نظر من در زندگی زناشویی هرگز نباید صرفا به توقعات، خواسته‌ها یا حتی آرزوهای خود فکر کنیم و همیشه باید بدانیم 50 درصد این قضیه همسرمان است.

اینکه شخصی تصمیم گرفته در تمام شرایط همراه شما باشد و البته ثابت کرده که چنین است، در این روزگار ارزش این را دارد که برایش جان بدهی؛ بنابراین احترام گذاشتن به خواسته‌ها و علایق و مشورت کردن‌هاست که باعث استحکام روابط و درنتیجه علاقه و محبت می‌شود.

پونه : من هم در این زمینه با همسرم موافقم. وقتی در زندگی زناشویی طرف مقابل برای شما اهمیت قائل شود و این اهمیت و توجه برای هر دو طرف ثابت شود، احساس خواهید کرد به تکیه‌گاه درستی اتکا کرده‌اید و به این شکل، ارتباط‌ها هم خوب می‌شود و استحکام و البته دوام پیدا می‌کند.

بیوگرافی کوروش تهامی

برنامه‌ریزی سفرها با همسرم است

پونه : تفریحات مشترک ما زیاد است؛ سفر، سینما، خرید، پیاده‌روی و البته رستوران و. . .

کورش : ما واقعا به سفر خیلی علاقه داریم و برای سفرهای‌مان هم بسیار برنامه‌ریزی می‌کنیم که البته تقریبا همه این برنامه‌ریزی‌ها توسط همسر عزیزم انجام می‌شود. ما طی سال و به فراخور فرصت‌ها و زمان‌های فراغت، برای سفر برنامه می‌چینیم. به نظر ما سفر باعث می‌شود آدم‌ها بهتر خودشان را بشناسند و البته دیدن مکان‌های جدید و زیبا و همینطور برقرار کردن ارتباط با آدم‌های جدید روحیه هر شخص را عوض می‌کند و باعث نشاط می‌شود.

پونه : سفر باعث ایجاد حس شادی در انسان می‌شود؛ ضمن اینکه شما می‌توانید با یک سفر خاطره‌انگیز خستگی‌های روحی که به واسطه کار یا روزمرگی سراغ‌تان آمده از خود دور کنید. من فکر می‌کنم با کمی برنامه‌ریزی اصولی همه می‌توانند به سفر بروند و با دیدن جاهای جدید و نو روح‌شان را تازه کنند. غیر از این سفرهای گروهی هم می‌تواند خیلی جذاب و به یاد ماندنی باشد. من یکی از طرفداران سفرهای دسته‌جمعی هستم.

کورش : درکنار سفر که شاید تفریح اصلی ما باشد، اهل سینما رفتن هستیم و در خانه هم فیلم زیاد می‌بینیم. خرید جزء برنامه‌های اصلی ماست چون هر دو به شکل عجیبی عاشق خرید کردن هستیم (می‌خندد). من حتی خرید از سوپر مارکت را هم دوست دارم. پیاده‌روی و رستوران هم جزو تفریحات ماست. من مطالعه را هم خیلی دوست دارم و به‌شدت روزنامه‌خوان هستم.

عکسهای کوروش تهامی

در رشته گریم آموزش دیده‌ام

پونه : من در رشته گریم آموزش دیده‌ام و این رشته را که اتفاقا مرتبط با عالم سینما و هنر است خیلی دوست دارم. هنوز این فرصت را نداشته‌ام که در این رشته فعالیت کنم اما می‌دانم کاری جذاب و البته سخت است.

همه نقش‌های کورش را دوست دارم

پونه : انتخاب یکی از کارهای همسرم واقعا سخت است. همه کارهای ایشان را دوست دارم؛ چون می‌دانم و می‌بینم برای اجرای تک‌تک نقش‌های‌شان چقدر وقت و انرژی می‌گذارند. همه کارهای‌شان دوست‌داشتنی هستند؛ چون هیچکدام سرسری اجرا نشده و پشت تمام‌شان فکر و انرژی بوده. اصلا مگر کورش تهامی تابه حال کار بد هم داشته؟!

زندگی با یک بازیگر راحت نیست

پونه : زندگی با یک بازیگر به‌هرحال راحت نیست. کورش یک رویه کاملا منحصر به فرد در این حرفه دارد و بسیار محترمانه با خودش، همکارانش و حرفه‌اش برخورد می‌کند. برای کورش خیلی مهم است که نگاه مردم نسبت به این حرفه پاک باشد و به همین دلیل آگاهانه خیلی مسائل را رعایت می‌کند. همسرم معتقد است از این حرفه نباید سوءاستفاده شود، هر کسی نباید وارد آن شود و کسی هم نباید خدای ناکرده آلودگی وارد این حرفه کند.

شاید باورتان نشود ولی گاهی ساعت‌ها از دست بعضی آدم‌ها حرص می‌خورد و با خودش کلنجار می‌رود که چطور می‌شود غیرمستقیم آنها را متوجه اشتباه‌شان کرد تا به آنها برنخورد. کورش همه این دغدغه‌ها و نگرانی‌هایش را با من در میان می‌گذارد و می‌دانم و درک می‌کنم که چقدر حواسش به همکاران و مسائل مرتبط با کارش هست و از اتفاقات اینچنینی متاثر می‌شود.

گذشته از اینها کار بازیگری مانند بسیاری از مشاغل نیست که زمان مشخصی داشته باشد و ساعت کاری در آن از قبل به شکل دقیق اعلام شود. یعنی خیلی اوقات ساعات کاری همسرم بیشتر از آن چیزی می‌شود که ما تصور می‌کردیم؛ بنابراین تمام قول و قرارهای‌مان به هم می‌خورد و حتی ممکن است بعضی از دوستان یا فامیل ناراحت شوند که چرا ما مثلا وقتی دعوت‌مان کرده‌اند نتوانسته‌ایم به خانه‌شان برویم. البته من معمولا سعی می‌کنم با برنامه‌ریزی و صحبت کردن با این عزیزان قضیه را درست کنم، خب بالاخره این شغل همسر من است و می‌دانم حرفه‌اش برایش چقدر عزیز و مهم است.

کورش : از همسرم به‌خاطر درک این موضوع تشکر می‌کنم.

همسرم حواسش به تغذیه‌مان است

کورش : ورزش در زندگی‌مان جایگاه مهمی دارد. به هرحال بدن یک بازیگران یکی از ابزارهای کار اوست و نباید از فرم خارج شود. خوشبختانه همسرم بسیار پیگیر تغذیه سالم و نوشیدن آب به شیوه صحیح در روز و این قبیل مسائل است که برای هر فرد ازجمله یک بازیگر خیلی مهم است.

پونه : تغذیه سالم نقش مهمی در سلامت روح و جسم دارد. خب روزی هشت لیوان آب که باید میل شود. در مورد تغذیه هم ما معمولا صبحانه را کامل صرف می‌کنیم. برنجی که در خانه ما صرف می‌شود برنج قهوه‌ای است و با غذاهایی کم روغن و کم نمک سرو می شود. روغن هم معمولا یا روغن زیتون است یا روغن کنجد. سبزی و میوه هم همیشه در برنامه غذایی‌مان است؛ مخصوصا عصر‌ها یا شب‌ها که حتما سعی می‌کنیم میوه تازه صرف کنیم.

مشارکت در خانه‌داری

کورش : خداراشکر در همه کارهای‌مان مشارکت داریم. به‌هرحال قرار نیست همه کارها سر یک نفر انباشته شود. در مورد کارهای منزل هم همیشه با هم تقسیم کار می‌کنیم. به‌نظرم در زندگی مشترک همه چیز باید به اشتراک گذاشته شود؛ حتی کارهای خانه (می‌خندد).

خرید هدیه وظیفه یک مرد است

کورش : من فکر می‌کنم وظیفه یک مرد است که در مناسبت‌های مختلف برای همسرش هدیه بخرد و اهمیت او را در زندگی فراموش نکرده و به این شکل یادآوری کند.

پونه یزدانی: من هم همین نظر را دارم و معتقدم باید به همسرمان در مناسبت‌های مختلف مثل تولد، عید، سالروز ازدواج و. . . هدیه بدهیم و البته هدیه بگیریم (می‌خندد). این جور کارها ممکن است در نگاه اول خیلی مهم به‌نظر نرسند اما در بطن خود باعث می‌شوند زوج‌ها بیشتر به هم علاقه‌مند شوند و رابطه و درنتیجه زندگی‌شان زیباتر شود.

به داشتن فرزند فکر می‌کنیم

پونه : می‌دانیم ورود فرزند به زندگی زوج‌ها مسوولیت سنگینی با خود به همراه می‌آورد ولی به داشتن فرزند فکر می‌کنیم.

کورش تهامی: کاملا با همسرم موافقم. بچه‌دار شدن در کنار شیرینی‌هایش، مسوولیتی سنگین است و باید قبل از داشتن فرزند خوب در موردش فکر کرد و آگاهانه تصمیم گرفت.

حرف آخر

کوروش : دوست دارم به عنوان حرف پایانی چند جمله عرض کنم «ما جزو ثروتمند‌ترین آدم‌های جهان هستیم چون خدا را در زندگی‌مان داریم. خدایا سپاس به‌خاطر این همه حضورت در زندگی‌مان. . .» .

کوروش تهامی

سریال های کوروش تهامی

1385 زیر تیغ
1386 ساعت شنی
1387 شب می گذرد

1388 خسته دلان
1389 ملکوت
شوق پرواز
تبریز در مه
قلب یخی
عصر پاییزی
گمشدگان – 1396

خانواده کوروش تهامی

لیست فیلم های سینمایی

1375 سینما سینماست
1376 ساحره
1378 دفتری از آسمان
شراره

1379 مریم مقدس
1382 این زن حرف نمی زند
1383 به رنگ ارغوان
از دوردست

شبانه
امیر بنکدار
1385 سرگیجه
نسل جادویی

1386 آن مرد آمد
1389 برف روی شیروانی داغ
1391 بی خداحافظی

1391 دل بی قرار
1393 آشوب
1394 رگ خواب

فیلم های تلویزیونی کوروش تهامی

1380 گنج
1384 زندگی برگ برگ
1387 شبهای خرمشهر
1388 خانه ای در غبار
1387 ماه از روی سکو
1389 بازی مهره سفید

کوروش تهامی و همسرش جدیدش پونه یزدانی و همسر سابقش شبنم طلوعی

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی علیرام نورایی و همسرش + عکسها و گفتگو

[ad_1]

علیرام نورایی

بیوگرافی و زندگینامه

علیرام نورایی بازیگر سینما و تلویزیون ایران متولد 18 فروردین 1356 در تهران است و 40 سال سن دارد.

تحصیلات : نورایی دارای مدرک لیسانس کامپیوتر می باشد. 

وی فعالیت هنری و بازیگری اش را از سال 1375 با حضور در صحنه تاتر آغاز نمود. 

وی فعالیت سینمایی خود را از سال 1384 با ایفای نقش در فیلم گرگ و میش ساخته قاسم جعفری آغاز نمود. 

او مربی ورزش پارکور در قاره کهن است. وی در زمینه ورزشهای رزمی نیز فعالیت دارد.

وی در بیشتر سریال ها و فیلم دارای نقش منفی است او با بازی در سریال ماتادور توانست به خوبی شناخته شود.

ازدواج و همسرش

علیرام نورایی متاهل است و چند سالی است که ازدواج کرده است.

علیرام نورایی و همسرش

چند سال است که ازدواج کرده اید؟

سه سال است متاهل شده ام و زندگی خیلی خوبی دارم. امیدوارم چشم نخوریم. (می خندد) همسرم هنرمند نیستند اما هنر سینما را دوست دارند. در مورد پیشنهادهایم با ایشان صحبت می کنم و در قبول نقش ها از مشورت های ایشان استفاده می کنم.

همسر علیرام نورایی

گفت و گو با علیرام نورایی 

بازیگری را چگونه آغاز کردید؟

بازیگری را 20 سال پیش و با حضور در صحنه تئاتر آغاز کردم. در دانگاه مهندسی نرم افزار کامپیوتر می خواندم و با بچه های هنر دانشگاه رفاقت داشتم. تا اینکه تا اینکه دانشجویان تئاتر دانشگاه مان به من پیشنهاد بازی در تئاترشان را دادندوقتی برای اولین بار حضور در صحنه تئاتر را تجربه کردم، به شدت به آن فضا علاقه مند شدم و دیگر نتوانستم از ان جدا شوم.

علی رام نورایی

اینستاگرام علیرام نورایی : instagram / alirum.nurai

سرگرمی های شما چیست؟

سریال های خوب جهان به خصوص آنهایی که پروداکشن بزرگ دارند دنبال می کنم. نمی گویم به سریال های آن ئر آبی اعتیاد دارم اما معمولا اگر ببینم درباره سریالی نظرات مثبت زیادی وحود دارد ودوستان و همکارانم درباره شان صحبت می کنندسعی می کنم برای تماشایش حتما وقت بگذارم.

آسپرین به سریال های خارجی شباهت دارد؟

شاید شباهت سریال آسپرین به سریال های خارجی در رعایت استاندارد های هنری و فنی باشد. من آقای نجفی را به عنوان یک جوان خوش ذوق می شناسم و می دانم به شدت اهل تماشای فیلم و سریال هستند.

علیرام نورایی ,بیوگرافی علیرام نورایی ,عکس علیرام نورایی

بازی در نقش های اکشن را دوست دارید؟ چه اتفاقی در این سریال برای شما افتاد؟

بازی در نقش های اکشن همان قدر که جذاب است می تواند خطرآفرین هم باشد. من هم چون معمولا در این نقش ها ظاهر می شوم حوادث مختلفی را تجربه کرده ام، مثلا در سریال آسپیرین در یکصحنه ساده که نیاز به بدلکار هم نداشت دچا اسیب دیدگی شدم و کارم به بیمارستان کشید.

سکانس خیلی ساده ای بود اما حادثه ای رخ داد که اگر به خیر نمی گذشت می توانست تا ماه ها کار را تعطیل کند یا شاید هم خودم را تعطیل کند(می خندد) در این سکانس حرکت خاصی وجود نداشت به جز یک درگیری ساده و توی سر و صورت زدن اما در این صحنه و در همان درگیری ساده من با سر به زمین خوردم و پیشانی ام به یک سنگ اصابت کرد ؛ بنابراین بیهوش شدم و به کما رفتم. وقتی این اتفاق افتاد تقریبا 5 دقیقه کاملا بیهوش بودم و بعد از آن بچه های گروه من را به بیمارستان رساندند و حدود 2 ساعت هم در حالت گیجی به سر بردم. یک هفته هم به خاطر آن حادثه سردرد و گردن درد شدید داشتم و بخشی از پوست پیشانی ام هم کنده شد و حسابی شکل و قیافه ام به هم ریخت.

عکس علیرام نورایی
نقش منفی را دوست دارید یا مثبت را؟

شخصا بیشتر آثار جدی را دوست دارم و نقش های جدی برایم جذاب تر است بخصوص عاشق نقش های منفی هستم. این نقش ها خیلی جای کار دارند و بسیار چالش برانگیزند و می توانند تاثیرگزار از نقش های مثبت باشند چون در سینمای ما کلا نقش های مثبت خیلی کلیشه ای نوشته می شوند و برای مخاطب جذابیت ندارند اما نقش های منفی ابعاد پیچیده تری دارند و دست بازیگر را برای ایفای نقش باز می گذارند.

علیرام نورایی ,بیوگرافی علیرام نورایی ,عکس علیرام نورایی

فیلم های سینمایی علیرام نورایی 

 امپراطور جهنم (۱۳۹۵)
جشن تولد (۱۳۹۴)
یتیم خانه ایران (۱۳۹۴)
استرداد (۱۳۹۰)

قلاده های طلا (۱۳۹۰)
گلوگاه شیطان (۱۳۸۹)
نفوذی (۱۳۸۷)

گرگ و میش (۱۳۸۵)
بازنده (قاسم جعفری، ۱۳۸۳)

سریال ها و فیلم های تلویزیونی علیرام نورایی 

سریال آسپرین (فرهاد نجفی)
سریال جاده چالوس (احمد معظمی)
سریال ماتادور ( فرهاد نجفی)
اپیزودیک راهی به ملکوت(کریم سربخش)

مجموعه اپیزودیک سایکودرام
سریال شب آفتابی (قاسم جعفری)
سریال آخرین آواز ققنوس (مسعود تکاور)

سریال مسافری از هند (قاسم جعفری)
تله‌فیلم رفقای خوب (آرش معیریان)
سریال خواهران غم

سریال کمکم کن (قاسم جعفری)
سریال پول کثیف (جواد افشار)
سریال جابربن حیان (جواد افشار)

سریال از نفس افتاده (قاسم جعفری)
سریال شب مهتاب (شهرام باباپور)
سریال مردان تاریخ ساز (محمود معظمی)

سریال هوش سیاه (قسمت پنجم)(مسعود آب پرور)
سریال عملیات ۱۲۵ (قسمت نهم) (محمدرضا آهنج)
مجموعه اپیزودیک شاید برای شما هم اتفاق بیفتد اپیزود شب شکار (محمود معظمی)

سریال قفسی برای پرواز (یوسف سیدمهدوی)
سریال یک روز قبل (صادق کرمیار)
سریال اینترنتی نفوذ (آرش تیمورنژاد)

 

بیوگرافی علیرام نورایی

بیوگرافی علیرام نورایی و همسرش

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی کمند امیرسلیمانی و همسرش و پسرشان +عکسها و گفتگو

[ad_1]

کمند امیرسلیمانی

بیوگرافی و زندگینامه اش

کمند امیرسلیمانی بازیگر زن سینما و تلویزیون متولد 16 خرداد ماه 1352 در تهران می باشد و 44 سال سن دارد.

تحصیلات :امیرسلیمانی دارای مدرک لیسانس بازیگری و کارگردانی تاتر از دانشگاه آزاد می باشد. 

وی فعالیت هنری و بازیگری خود را از سال 1362 با بازی در مجموعه پای صحبت های بابا علی آغاز نمود.

او توانست در سال 74 با سریال پدر سالار به خوبی شناخته شود.

ازدواج و همسرش

کمند امیرسلیمانی چندین سال است که ازدواج کرده است و متاهل است . همسر او ورقا عامری نام دارد و این زوج دارای یک فرزند پسر به نام ایلیا هستند.

کمند امیرسلیمانی و همسرش

عکس کمند امیرسلیمانی همسر و پسرشان

 پسر کمند امیرسلیمانی با پدرش

عکسی از همسر وی با پسرش

کمند امیرسلیمانی و پدرش و برادرش سپند

پدر , برادر و حانواده کمند امیر سلیمانی

پدر وی سعید امیرسلیمانی نیز از بازیگران قدیمی و پیشکسوت سینما می باشد و برادر او نیز سپند امیرسلیمانی است که میتوان گفت یک خانواده هنرمند هستند.

گفت و گو با کمند امیرسلیمانی 

اگر بازیگر نبودید دوست داشتید چه کاره می شدید؟

به هرحال دوست داشتم کار هنری انجام بدهم و در بخش حرکت و موسیقی فعالیت می کردم.

دوست داشتید چه نقشی را بازی کنید که بازی نکرده‌اید؟

در کارهای خارجی همیشه از زمان کودکی دوست داشتم نقش اسکارلت در فیلم «برباد رفته» را بازی کنم و در کارهای ایرانی هم نقش‌هایی که خانم معتمد‌آریا بازی‌ کرده‌اند همیشه مورد علاقه من بوده است.

 آیا بوده بعد از سالها از نحوه بازیتان خجالت بکشید؟

پیش آمده که نقشی را دوست نداشته باشم اما آنقدر بد نبوده که خجالت بکشم ولی ته دلم خودم از آن نقش راضی نبودم.

در بازیگری الگوی خاصی داشتید؟

من از کودکی زیاد به الگوبرداری اعتقاد نداشتم چون می‌دیدم بازیگران موفق کسانی هستند که شیوه و مدل خودشان را دارند اما خیلی از بازیگران بوده اند که همیشه دوست داشتم بدانم سر صحنه چه کاری انجام می‌دهند که اینقدر خوب بازی می‌کنند و وقتی با این بازیگران همبازی شده‌ام سعی کردم نکات خوب و مثبتی از آنها یاد بگیرم.

 در چند سال اخیر خیلی در مورد دستمزد بازیگران صحبت می‌شود اما آیا واقعا به نظر شما دستمزد بازیگران منصفانه است و یا اینکه آیا پول بازیگران از پارو بالا می‌رود؟

به هرحال ما تعداد خیلی کمی بازیگر داریم که در شرایط خاصی بنا به شرایط کاری دستمزد‌های بالا گرفته‌اند که به نظر من حقشان بوده است چرا که وقتی حضور بازیگری در یک فیلم باعث می‌شود یک میلیارد تومان فروش کند باید حق خودش را بگیرد. اما اصولا اگر بازیگران 12 ماه سال سر کار باشند می‌توان ادعا کرد که درآمد خوبی دارند و یا پولشان از پارو بالا می‌رود اما وقتی من در سال یک یا دو فیلم کار می‌کنم اگر مبلغ آن تقسیم شود متوجه می‌شویم که اصلا پول زیادی نیست.

البته من خودم به عنوان یک بازیگر همراه با پدر و برادرم هیچکدام خانه نداریم، بنابراین پول ما از پارو بالا نمی‌رود.

بیوگرافی کمند امیر سلیمانی

 برخی عنوان می‌کنند که امروزه «مانکن‌های خوشچهره» جای بازیگران واقعی را گرفته‌اند نظر شما در این خصوص چیست؟

چهره یکی از فاکتورهای حضور در بخش تصویری است اما به تنهایی کافی نیست و متاسفانه در دهه گذشته شاهد بوده‌ایم که یکسری افراد تنها به دلیل چهره خوب در سینما کار کرده‌اند. من در دهه 70 درس بازیگری را خواندم و آن زمان خیلی مهم بود کسی که می‌خواهد وارد عرصه بازیگری شود همه فاکتور‌های لازم نظیر استعداد،تحصیلات و چهره مناسب را داشته باشد اما به مرور تحصیلات و استعداد از این موضوع حذف شد.

ما بازیگرانی داریم که امروز چهره‌های خیلی مطرحی هستند و سال‌ها تئاتر کار می‌کردند و حتی برایشان تئاتر اینقدر قداست داشت که حاضر نبودند در تلویزیون بازی کنند، یعنی بخش‌های بازیگری اینقدر تفکیک شده و قابل احترام بود.

 تعریف فیلمفارسی از نظر شما چیست؟

عموما در یک دوره‌ای که اصطلاح فیلمفارسی مد شد یک خط کلی در فیلم‌های ما وجود داشت که یک دختر و پسر جوان از دو طبقه اجتماعی متفاوت عاشق هم می‌شوند و در راه رسیدن به یکدیگر باید سختی بکشند و از ساز و آواز استفاده بشود و در نهایت یک دوست فداکاری هم همیشه وجود داشت که باید تلف می‌شد تا آن دو نفر به هم برسند. فیلم‌هایی که با این سبک ساخته می‌شدند به فیلمفارسی معروف شدند. البته در سال‌های اخیر هم یک دوره‌ای این موج در سینمای ما افتاد و به شکل مدرن این فیلمفارسی‌ها بازسازی شدند.

چرا اغلب مراسم تشییع هنرمندان پیشکسوت خلوت است؟

البته بخشی از شلوغ بودن یا نبودن مراسم تشییع هنرمندان به خود مردم باز می‌گردد. و مثلا سعدی افشار که همین اخیرا فوت کرد اگر از 100 جوان اسم او را بپرسید شاید 10 نفر هم او را نشناسند و بخشی از این شاید کوتاهی رسانه‌ها و سینماگران در معرفی این افراد بوده است. اما یک نسل بعد از این افراد بیشتر توسط مردم شناخته شده‌اند. البته خیلی از مواقع در چنین مراسم‌هایی شان و جایگاه آن هنرمند رعایت نمی‌شود و یکی از دلایلی که خودم به شخصه در مراسم تشییع شرکت نمی‌کنم به دلیل ازدحام و ناهماهنگی است که ایجاد می‌شود.

عکس قدیمی از کمند امیرسلیمانی قبل از عمل و پدرش

 چرا خانه همه بازیگران در شمال شهر است در صورتی که عمده علاقمندان به سینما در جنوب شهر هستند؟

یک دلیل آن این است که هرچه به سمت شمال شهر حرکت می‌کنید از حجم ترافیک و شلوغی کاسته می‌شود و از سوی دیگر در مناطق جنوب شهر لطف و محبت مردم به هنرمندان بسیار بیشتر است و همین موضوع باعث می‌شود تا در برخی موارد بازیگر نتواند زندگی عادی خودش را انجام دهد و به همین دلیل بسیاری از بازیگران ترجیح می‌دهند در مناطق خلوت‌تر زندگی کنند.

چرا زندگی شخصی تعداد قابل توجهی از بازیگران دچار مشکل میشود؟

به دلیل اینکه نوع کار ما یک کار استاندارد و مشخص نیست. من به عنوان یک بازیگر باید تمام ساعات روز و اوقات سالم را کار کنم و در زندگی شخصی هم باید یک همسر خوب، مادر خوب و خانه دار خوب باشم و یک وقت‌هایی برقراری تعادل بین همه این‌ها برای اینکه آدم بتواند در آرام زندگی کند واقعا سخت است. اینکه آدم بتواند تصمیم بگیرد به کدامیک از این‌ها بیشتر برسد و یا به همه آنها برسد. به همین دلیل چون زندگی یک بازیگر حالت عادی ندارد، خیلی وقت‌ها در ابتدای راه دو طرف فکر می‌کنند می‌توانند با چنین شرایطی کنار بیایند اما وقتی وارد زندگی مشترک می‌شوند،سختی‌های زندگی هنری شخص می‌شود.

البته من به عنوان یک بازیگر پیشنهاد می‌کنم که رسانه‌ها یک تحقیقی انجام دهند که از 100 درصد آمار طلاق چند درصد مربوط به بازیگران است. اگر 30 یا 40 درصد بود که خیلی بالا است اما اگر قشر هنرمند 5 درصد از آمار طلاق در جامعه را به خود اختصاص داد واقعا زیاد نیست. البته فروپاشی یک خانواده اصلا ارتباطی به شغل ندارد اما چون بازیگران بیشتر در چشم هستند مردم فکر می‌کنند آمار طلاق در آنها بیشتر است.

برخی معتقدند اگر از سینما ابتذال و خشونت را بگیریم دیگر چیزی ا‌ز آن باقی نمی‌ماند. نظر شما در این زمینه چیست؟

این موضوعی است که باید به آن فکر کنم که اصلا واقعا اینگونه هست یا نه. اما به هرحال شاید فاکتورهایی باشند که برای جذابیت در سینما از آنها استفاده می‌کنند.

عکس جدید کمند امیر سلیمانی

در سال‌های اخیر فیلم‌هایی ساخته شده‌اند که نمی‌توانیم با فرزندمان به دیدن آنها بریم. نظر شما در این مورد چیست؟

به نظر من این قضیه اصلا موضوع اشکال داری نیست.اما در همه جای دنیا برای فیلم‌ها درجه بندی سنی دارند. بخش عجیب اما این است که ما بخش کودک و نوجوان نداریم و اگر ما هم بخش کودک و نوجوان داشتیم دیگر مخاطبان دچار این مشکل نمی‌شدند و اصلا لزومی ندارد بچه 10- 12 ساله یک فیلم سیاسی یا انتقادی اجتماعی را ببیند.

چرا هنرپیشه‌های هالیوود همه جا مثل سومالی در سیاست‌های خارجی شرکت دارند ولی هنرپیشه های ما نیستند؟

برای اینکه ارتباطات جهانی ما مثل آنها قوی نیست و این مشکل به سینماگران ما مربوط نمی‌شود.

چقدر از اجناسی که مصرف میکنید ایرانی است؟

در برخی از اجناس به خصوص موارد خوراکی یا هر چیز دیگری که کیفیت آن از کالای خارجی بهتر باشد، حتما سعی می‌کنم از کالای ایرانی استفاده کنم.

 اگر یک میلیارد پول داشتید با آن چه می‌کردید؟

کار خاصی نمی‌کردم. در شرایط امروز اقتصادی یک میلیارد تومان واقعا پول زیادی نیست و شما می توانید یک خانه معمولی بخرید. و به نظرم شما باید بگوئید اگر ده میلیارد داشتی چکار می‌کردی. چرا که اگر بخواهید یک خانه 100 متری به بالا در یکی از محله‌های شمالی تهران بخرید شاید یک مبلغی هم باید به این پول اضافه کنید!. و مردم شاید این سوال را باید ده سال قبل می‌پرسیدند.

بنابراین واقعا نمی‌دانم با یک میلیارد چه کاری می‌توانم انجام دهم.

کمند امیرسلیمانی با پسرش ایلیا

 آخرین کتابی که خواندید چه بوده است؟

کتاب «راز عشق» یک یکسری از خاطرات پروفسور حسابی بود.

 بزرگترین آرزوی شما چیست؟

بزرگترین آرزوی من سلامتی جسم و روح است چرا که فکر می کنم اگر کسی سلامتی جسمی و روحی داشته باشد به همه آرزوهایش می‌رسد.

 بهترین فیلمی که دیده‌اید را بگوئید؟

خیلی فیلم‌های زیادی است که نمی‌توانم تک تک نام ببرم.

 بدترین فیلمی را که دید‌ه‌اید بگوئید؟

خیلی دوست ندارم نام ببرم.

 در تمام سال‌هایی که مشغول کار هنری هستید آیا احساس کردید که جایی به شعورتان توهین شده است؟

بله در خیلی از جاها این احساس وجود داشته است. همین که ما به یک قراردادی احترام می‌گذاریم و به تعهد کاری خود پایبند هستیم اما تهیه‌کننده پول ما را نمی‌دهد و یا سر وقت پرداخت نمی‌کند، توهین به شعور ما است.

کمند امیرسلیمانی

اینستاگرام کمند امیرسلیمانی : instagram/Kamandamirsoleymani

 بهترین حسودی که تا به حال انجام داده‌اید چیست؟

اگر کسی را خیلی دوست داشته باشم و در کنار من نباشد به کسانی که در آن لحظه پیش او هستند حسودی می‌کنم. اما حسودی به معنای واقعی کلمه و معنی بد آن نکرده‌ام.

فیلم های سینمایی کمند امیرسلیمانی

مظفرنامه (۱۳۸۶)
شبانه (۱۳۸۳)
شیدا (۱۳۷۷)
قرمز (۱۳۷۷)

مهریه بی‌بی (۱۳۷۳)
راز خنجر (۱۳۷۱)
چون ابر در بهاران (۱۳۶۹)
در آرزوی ازدواج (۱۳۶۹)

دخترک کنار مرداب (۱۳۶۸)
ترنج (۱۳۶۵)
با من از فردا بگو ۱۳۶۶
سفر عشق ۱۳۶۷

پاییز بلند ۱۳۷۲
قاعده بازی ۱۳۷۵
اگر تو نبودی ۱۳۸۵
شاید دوست شایددشمن ۱۳۸۷

شماره‌های انتظار ۱۳۹۰
بابای من خوانندس ۱۳۹۰
دروازهٔ روی هشت ۱۳۹۱
جایزه برای بازنده ها۱۳۹۱
رستم و سهراب ۱۳۹۲
جایزه‌ای برای قدرت ۱۳۹۳

kamand amir solaeymani

سریال های کمند امیرسلیمانی 

پای صحبت‌های باباعلی (۱۳۶۲)
مخمصه (۱۳۶۳–۱۳۶۲)
سوادآموزی (۱۳۶۳)
عقیق (۱۳۶۸)

آمیز قلمدون (۱۳۷۳)
همسران (۱۳۷۳)
پدرسالار (۱۳۷۴)
عیاران (۱۳۷۴)

دردسر بزرگ (۱۳۷۵)
بگذار آفتاب برآید (۱۳۷۸–۱۳۷۷)
همسایه‌ها (۱۳۷۹)
فرمان (۱۳۸۱)
داوطلب (۱۳۸۲)

رسم شیدای (۱۳۸۳)
مشق عشق (۱۳۸۳)
پنجره (۱۳۸۵)
بی مقدمه (۱۳۸۵)

ساعت شنی (۱۳۸۵)
ماه عسل (۱۳۸۷)
دفتر خانه شماره۱۳ (۱۳۸۸)
تبریز در مه (۱۳۸۹)
ملکوت (۱۳۸۹)

هوش سیاه (۱۳۸۹)
توطئه فامیلی (۱۳۹۰)
معمای شاه (۱۳۹۰)
یک لحظه دیرتر (۱۳۹۱)
دزد و پلیس (۱۳۹۱)

ویلای من (۱۳۹۲–۱۳۹۱)
هوش سیاه ۲ (۱۳۹۲)
بی قرار (۱۳۹۲)
شوخی کردم…! (۱۳۹۳–۱۳۹۲)

فاخته (۱۳۹۳)
مثل من مثل تو (۱۳۹۳)
پریا (۱۳۹۵)
در جستجوی آرامش (1396)
نوار زرد (1396)

بیوگرافی کمند امیرسلیمانی و همسرش و پسرشان

[ad_2]

لینک منبع