بیوگرافی هلیا امامی و همسرش +عکسهای اینستاگرامی اش

[ad_1]

هلیا امامی

بیوگرافی و زندگینامه

هلیا امامی بازیگر زن متولد سال 1366 در تهران می باشد و 30 سال سن دارد.

ورود او به عرصه بازیگری با حضور در کلاس های مرحوم سمندریان اتفاق افتاد.

او حدود 2 سال در تئاتر فعال بود و بعد از آن در چند تله فیلم حضور یافت.بعد از با حضور در سینمایی تقدیر نهایی به کارگردانی محسن توکلی وارد سینما شد.

او این روزها سریال لژیونر به کارگردانی مسعود آب پرور در نقش سپیده را در حال پخش دارد و همچنین مشغول بازی در سریال از یادها رفته در نقش مهربانو به کارگردانی بهرام بهرامیان است.

ازدواج و همسر

هلیا امامی تاکنون ازدواج نکرده است ( اطلاعات بیشتری در دست نیست)

هلیا امامی و همسرش

بیوگرافی هلیا امامی

اینستاگرام هلیا امامی : instagram/Heliaemami

اینستاگرام هلیا امامی

هلیا امامی در کنسرت رضا یزدانی

هلیا امامی در کنسرت رضا یزدانی

هلیا امامی بی حجاب

سریالها و فیلمهای هلیا امامی

سریال از یادها رفته (1396)
سریال لژیونر (1396)

سینمایی آتش و قداره (1396)
فیلم سینمایی دوربین
فیلم سینمایی سکه
فیلم قرار بعدی همانجا

بیوگرافی هلیا امامی

گریم هلیا امامی برای سریال از یادها رفته

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی نگین معتضدی و همسرش +گفتگو و عکسها

[ad_1]

نگین معتضدی

بیوگرافی و زندگینامه

نگین معتضدی بازیگر زن سینما و تلویزیون متولد 3 مهرماه سال 1364 در شهر تهران می باشد و 32 سال سن دارد.

وی خواهر طلا معتضدی از نویسندگان و فیلنامه نویسان تلویزیون و سینما است.

وی با حضور در کارهای مهران مدیری توانست به خوبی شناخته شود و در بیشتر کارهای او حضور داشته است و میتوان گفت او یکی از کشفیات مهران مدیری است.

وی به تازگی نیز در اولین فیلم سینمایی مهران مدیری به نام ساعت 5 عصر نیز به عنوان یکی از بازیگران اصلی حضور دارد.

ازدواج و همسرش

نگین معتضدی متاهل است و در سال 95 ازدواج کرده است . همسر او جواد خیرخواه می باشد.

مادر نگین معتضدی

نگین معتضدی و مادرش

نگین معتضدی و خواهرش

نگین معتضدی و خواهرش طلا معتضدی

گفتگو و مصاحبه با نگین معتضدی

جراحی زیبایی نکرده ام و نمی کنم

  وی درباره از دست دادن تعداد زیادی نقش بخاطر فرم بینی اش صحبت کرد و گفت هیچوقت حاضر نیست آن را عمل جراحی کند.

از چه زمانی وارد وادی هنر شدید؟

نگین: از زمانی که یادم می‌آید طلا بود و کتاب. او زودتر از من وارد کار شد. هیچ‌وقت او و کتاب از هم جدا نبودند. همیشه در اتاقش در حال کتاب خواندن بود. قطعا حضور یک آدم کتابخوان در خانواده به‌شدت تاثیرگذار است؛ به خصوص روی خواهر کوچکترش. به نظرم خواهر بزرگتر یک‌جورهایی الگو است. شاید اگر طلا می‌رفت سمت مهندسی، من هم به آن سمت می‌رفتم. تاثیری که طلا در زندگی من داشته خیلی مهم است. من حتی تئاتر را هم با طلا شناختم و حتی نخستین تئاتر زندگی‌ام را با طلا رفتم. زمانی که طلا به رشته تئاتر رفت من می‌خواستم دامپزشکی بخوانم چون به حیوانات علاقه زیادی دارم. اما وقتی با او سر کارهایش رفتم، دیدم به آن محیط و کار علاقه دارم و رفتم دنبال مسیری که او رفته بود.

حالا که سه کار قوی در عرصه طنز در کارنامه کاریتان ثبت کردید، خودتان را بازیگر طنز می‌دانید ؟

من مصرانه می‌گویم که بازیگر طنز نیستم و اصلا بلد نیستم و اگر بخواهم جوکی را برای دوستانم بگویم آنقدر بی‌مزه می‌گویم که هیچکس نمی‌خندد. به‌خاطر همین خوب می‌دانم مولکولی از طنز در من وجود ندارد. در کارهای طنزی که تا به امروز بازی کرده بودم مثل «ویلای من» شخصیتی جدی داشتم که در موقعیتی طنز قرار گرفته است و پارادوکس این شخصیت جدی در کنار شخصیت‌های طناز، باعث ایجاد موقعیت‌های طنز می‌شد. این اتفاق در «شوخی کردم» هم وجود داشت.

در سریال «ابله» هم من نقش سه شخصیت متفاوت با گریم‌های جذابی که کار استاد اسکندری بود را ایفا می‌کردم و مخاطب باز شخصیت طنزی نمی‌دید اما در «شهرک جیم» سعی شده کاراکتر من کمی به‌سمت طنز برود البته این اتفاق با لوده‌بازی و ادای دیالوگ و حرکات عجیب و غریب نمی‌ا‌فتد بلکه در صفات این شخصیت که در برخی از خانم‌ها وجود دارد اغراق شده است.

نگین معتضدی و همسرش

اینستاگرام نگین معتضدی : instagram : motazedinegin 

چقدر مهران مدیری در تغییر مسیرتان به‌سمت آثار طنز و حضور در این حوزه تاثیر‌گذار بود؟

قبل از همکاری با مهران مدیری من نه پیشنهاد طنز و نه علاقه‌ای به فعالیت در این حوزه داشتم و همان‌طور که از کارنامه کاری‌ام مشخص است پیش از آن در آثار درام و ملودرام دیده شده بودم اما با همه این‌ها چه‌کسی می‌تواند به پیشنهاد همکاری با مهران مدیری نه بگوید؟

تجربه همکاری با او برایتان چطور بود؟

صبح روزی که قرار بود به دفتر آقای مدیری بروم از شدت استرس به مادرم گفتم می‌خواهم تماس بگیرم و قرار را کنسل کنم و واقعا مواجهه با آقای مدیری که از سال‌ها قبل جزو اسطوره‌هایم بود برایم کار دشواری بود اما این برخورد بسیار خوب اتفاق افتاد و آقای مدیری با من که آن زمان نهایتا سه سریال و ده تله فیلم بازی کردم بسیار متواضعانه و فروتن برخورد کرد و من با خودم گفتم وقتی چنین ناخدایی هست من چرا سوار کشتی نشوم. تلاش‌ها و عملکرد مهران مدیری و گروه او باعث شد کاراکتر من در این سریال به‌خوبی شکل بگیرد تا آن‌جایی که با گذشت چندسال از پخش سریال هنوز من را با نام هنگامه مهاجر یا خانم وکیل می‌شناسند.

گفتید نمی‌خواهید بازیگر طنز باشید؛ از این‌که در این عرصه بمانید نمی‌ترسید؟

بعد از بازی در «ویلای من» پیشنهاد بازی در آثار طنز بسیار داشتم و حتی ترسیده بودم از این‌که در این ژانر بمانم و نتوانم شخصیتی جدی داشته باشم اما خدا را شکر با بازی در «گذر از رنج‌ها»، آقای فریدون حسن‌پور توانست من را باز هم به‌عنوان بازیگری برای نقش‌های جدی جا بیندازد اما بعد از «ابله» واقعا قصد داشتم که دیگر در حوزه طنز بازی نکنم و حتی مصاحبه‌ای هم داشتم و این نکته را گفتم که دیگر در آثار طنز بازی نخواهم کرد اما همه‌چیز دست‌به‌دست هم داد تا در «شهرک جیم» هم حضور داشته باشم.

همان‌طور که خودتان اشاره کردید شما در سریال «ابله» کمال تبریزی هم حضور داشتید، با وجود اتفاقات و حاشیه‌هایی که برای این سریال به‌وجود آمد و نیمه‌کاره رها شد از حضور در آن پشیمان نیستید؟

خیر؛ شاید برای سریال «ابله» بازخورد و آن اتفاقی که سازندگان می‌خواستند نیفتاد اما با همه این‌ها کار کردن و آموختن از کمال تبریزی، گریم شدن توسط استاد اسکندری، حضور در گروهی حرفه‌ای و آشنایی و همکاری با هانیه توسلی آنقدر برایم لذت‌بخش بود که اگر زمان به عقب هم برگردد باوجود تمام مشکلات و اتفاقات باز هم این کار را انجام می‌دهم.

اوایل امسال فیلم سینمایی «دزد و پری» را در اکران داشتید و درحال‌حاضر سر فیلمبرداری فیلم سینمایی مهران مدیری هستید، چرا انقدر دیر وارد سینما شدید یا بهتر بگویم چرا کمتر در فیلم‌های سینمایی حضور دارید؟

نگین معتضدی بازیگر ساعت 5 عصر

من در سینما خیلی خوش‌شانس نبودم. کار اولی که در این مدیوم بازی کردم به‌کارگردانی قاسم جعفری، هیچ‌وقت اکران نشد و همین‌طور کار دومم هم فقط در جشنواره فجر به‌نمایش درآمد. درحال‌حاضر «شک نرگس» را برای حضور در جشنواره فجر دارم اما جدا از همه این‌ها یکی از بهترین اتفاقات زندگی حرفه‌ای‌ام بازی کردن در فیلم سینمایی مهران مدیری است و برایم افتخار بزرگی به‌حساب می‌آید که در اولین فیلم سینمایی او و مقابل دوربین استاد کلاری حضور دارم.

مدتی در تلویزیون بسیار پرکار بودید اما بعد به یک‌باره رویه‌تان تغییر کرد و در اصطلاح گزیده‌کار شدید، علتش چه بود؟

من اوایل فعالیت‌ام در عرصه بازیگری بسیار پرکار بودم و به‌مدت چهار یا پنج سال بدون‌وقفه جلوی دوربین بودم تا حدی که یک‌بار پژمان بازغی به‌شوخی به من گفت تو فقط در کانال کولر نیستی، ما هر کانالی می‌زنیم تو هستی…اما وقتی که نام کارگردانان بزرگی چون مهران مدیری، کمال تبریزی، فریدون حسن‌پور، فریدون فرهودی و دیگر دوستان در کارنامه کاری‌ام جای گرفت ناخودآگاه و بالطبع من به‌عنوان یک بازیگر مجبورم سخت‌تر انتخاب کنم چرا که توقعم حتی بالا می‌رود.

وقتی یک بازیگر تجربه حضور در کار حرفه‌ای و با عوامل درجه‌یک را داشته باشد برایش کارکردن با گروه‌هایی که مناسبات حرفه‌ای را رعایت نمی‌کنند طبیعتا خسته‌کننده می‌شود؛ مثلا این اتفاق برایم بعد از بازی در «گذر از رنج‌» های فریدون حسن‌پور بسیار پررنگ بود و به‌خاطر حرفه‌ای بودن آن کار دیگر به هر پروژه‌ای راضی نمی‌شدم.

شما خواهر طلا معتضدی، یکی از بهترین و پرکارترین فیلمنامه‌نویسان تلویزیون هستید، چقدر حضور او در زندگی شخصی و حرفه‌ای شما تاثیر‌گذار و پیش‌برنده بود؟

داشتن خواهر نویسنده از کودکی روی من آنقدر تاثیر گذاشت که دیگر حتی لازم نبود در بزرگسالی از او تاثیر بگیرم وقتی خواهری داشته باشی که به‌جای عروسک‌بازی برایت قصه‌های صمد بهرنگی را بخواند مسلما جهانی پر از تخیل خواهی داشت. طلا چهار سال از من بزرگ‌تر است و تمامی خاطرات من از او محدود می‌شود به این‌که او برایم قصه تعریف می‌کرد، کتاب می‌خواند یا برایم کارتون می‌خرید.

طلا من را با کتاب آشنا کرد و کتاب عنصر جداناپذیر زندگی من شد. طلا کاراکتری قوی دارد و برای من که در کودکی شخصیت حساس و زودرنجی داشتم، باعث شد تا بتوانم با اتفاقات زندگی راحت‌تر کنار بیایم. در اوایل شروع فعالیتم شرایط بسیار دشوار بود و باید خودم را به همه و گروه‌هایی که در آن بودم ثابت می‌کردم گاهی که کم می‌آوردم وجود طلا به‌عنوان یک شخصیت قوی در کنارم تاثیر‌گذار بود تا بتوانم مسیرم را ادامه دهم.

عکسهای نگین معتضدی

فیلم های سینمایی نگین معتضدی

 تله فیلم راز – ۱۳۸۷
 سپید و سیاه – ۱۳۸۸
 خیابان یک‌ طرفه – ۱۳۹۰
شیرین قناری بود – 1390

 به خاطر مهدی – ۱۳۹۰
 دزد و پری – ۱۳۹۳
لاله‌ های واژگون – ۱۳۹۴
ساعت 5 عصر – 1395

سریالهای نگین معتضدی

 سریال خلسه
 شاید برای شما هم اتفاق بیفتد – ۱۳۹۲
 مثل من، مثل تو – ۱۳۹۳
 گذر از رنج‌ها – 1393
تیکه بر باد

 کشیک قلب – 1395
 شهرک جیم – 1395
 روزهای بهتر – 1395
دیوار شیشه ای – 1395

سریالهای نمایش خانگی

ویلای من – ۱۳۹۱
 شوخی کردم – ۱۳۹۲
ابله – 1393

 

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی بهرام شاه محمدلو و همسرش +عکسها

[ad_1]

بهرام شاه محمدلو

بهرام شاه محمدلو بازیگر نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون و تئاتر متولد 25 آذرماه سال 1329 در تهران می باشد و 67 سال سن دارد.

تحصیلات : وی  در سال ۱۳۵۲ تحصیلاتش را در رشته هنرهای نمایشی دانشکده هنرهای زیبا به پایان برده‌است.

از مهمترین آثار وی می‌توان به مجموعه آقای حکایتی و سریال گرگ‌ها در نقش هامون اشاره کرد.

ازدواج و همسرش

بهرام شاه محمدلو متاهل است و با راضیه برومند بازیگر و نویسنده سینما ازدواج کرده است.

راضیه برومند گوینده، بازیگر تلویزیون و تئاتر، نویسنده و عروسک‌گردان ایرانی است.او خواهر مرضیه برومند و احترام برومند می باشد.

بهرام شاه محمدلو و همسرش

عکس همسر بهرام شاه محمدلو

 

عکس قدیمی از دوران نوجوانی بهرام شاه محمدلو

عکس دوران نوجوانی بهرام شاه محمدلو

بهرام شاه محمدلو در برنامه خندوانه

بهرام شاه محمدلو در برنامه خندوانه / تیرماه 1396

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی سیاوش طهمورث و همسرش +تصاویر و گفتگو

[ad_1]

سیاوش طهمورث

 سیاوش طهمورث بازیگر سینما و تلویزیون متولد سال 1325 در تهران می باشد و 71 سال سن دارد.

سیاوش طهمورث فعالیت هنری خود را در تلویزیون از سال 1361 با بازی در مجموعه همشهری ساخته مسعود فروتن و حسین فردرو آغاز نمود. 

وی فعالیت سینمایی خود را نیز از سال 1363 با حضور در فیلم آن سفر کرده به کارگرانی احمد نیک آذر آغاز کرد. 

ازدواج و همسرش

سیاوش طهمورث مدتهاست که ازدواج کرده است . عکسی از همسر و فرزندان او موجود نیست.

گفت و گو با سیاوش طهمورث 

سیاوش طهمورث و همسرش

گویا چند تله فیلم برای تلویزیون و رسانه های خانگی هم کار کردید؟

ـ بله یک کار نیمه تمام دارم و یک کار هم که کردم آخرش را عوض کردند و پولم را خوردند. از هر دو کار طلبکار هستم. به نظرم وزارت ارشاد باید فکری بکند که هر کسی نیاید به عنوان تهیه کننده و کارگردان مجوز بگیرد و پول بازیگر را بخورد. جالب اینکه می روند آخر فیلم را تغییر می دهند و شما را کنار می گذارند. به نظرم مسوولان باید در این مورد تصمیمی بگیرند و یا خانه سینما باید جواب گو باشد. این وضع نمی‌ شود که ما با نگرانی قرارداد می بندیم، با نگرانی کار می کنیم، با نگرانی زندگی می کنیم چرا؟ چون  عده ای همین طوری ریخته اند داخل این کار و همین جوری هم مجوز کارگردانی گرفتند.

و شما چه کسی را مسوول می دانید؟

ـ مسوولان محترم وزارت ارشاد…

بیوگرافی سیاوش طهمورث

برای تلویزیون کاری با این شرایط نداشتید؟

ـ نه این دو کار برای  شبکه نمایش خانگی است. من الان چک های برگشتی این دو فیلم را دارم. البته شکایت کردم و جلوی کارشان را گرفتند. در واقع به این آقایان مجوز پخش نمی دهند…

خیلی ها اعتقاد دارند کسانی که یک روز نویسندگان  با سابقه و کاربلد ما بودند و شخصیت های آثارشان با حساب و کتاب خلق و پرداخت می شد هم، امروز قلم آن روزها را ندارند؟

ـ من معتقدم ما نباید گناه را فقط گردن یک قشر بیندازیم. نویسنده یا کارگردان یا بازیگر یا… فکر می کنم همه مقصر هستیم. چرا؟ چون حد مشخصی نداریم. ما اول باید مشخص کنیم در کجای هنر تئاتر، سینما و تلویزیون هستیم و کجا می خواهیم برویم؟! متاسفانه آنچنان بی راهه های فراوانی وجود دارد و آنقدر در این بی راهه ها گیر کرده ایم که نمی‌ توانیم تصمیم بگیریم. نمی دانیم کجا باید برویم. نویسنده ای که قرار است فیلمنامه بنویسد هم سرگردان است. چون تکلیفش معلوم نیست. نویسنده ما نمی داند چقدر می تواند حرف بزند؟ از کجا می تواند حرف بزند و از چی می تواند حرف بزند؟ در نتیجه می افتد به تکرار، آن هم تکرار مسائل روزمره، نه چیز دیگر. این آمد او رفت، این عاشق او شد، او یکی دیگر را کشت، این با اون قهر کرد، فلان شخصیت قاچاق کرد با پلیس درگیر شد و… مسائل ما در اجتماع فقط اینها نیست. اجتماع ما پر است از سوژه های ناب، ولی ما قبل از اینکه بخواهیم مسائل اجتماعی روزمره را مورد بررسی قرار دهیم، بهتر است به موضوعات اجتماعی انسان ها بپردازیم.

در واقع ضد قهرمان و اصولاً شخصیت های مختلف با ویژگی‌ های متفاوت در همین راستا شکل می گیرند و معرفی می‌ شوند. زمانیکه ما بتوانیم شخصیت های مختلف را در جامعه مورد تحلیل قرار بدهیم.

ـ دقیقاً، اصلاً شخصیت ها در همین شرایط معرفی می شوند. آنجا می‌ توانیم تعریف کنیم ضد قهرمان کیست و قهرمان کیست! البته بگذریم که در هر جامعه بشری، هر دوی اینها وجود دارند و باید هم وجود داشته باشند. شدت و ضعف آنها است که فرق می کند. اگر ضد قهرمان در جامعه ای بر قهرمان قدرت بگیرد، آن وقت فاجعه رخ داده است. ما باید در حدی باشیم که حتی اگر سقوط کردیم، قهرمان و ضدقهرمان در برابر هم مساوی باشند. مثالی می زنم برای شما، در تمام دنیا و در گونه های مختلف نمایش، فیلم، تلویزیون و تئاتر، آثار ضعیف و حتی در حد فاجعه می بینید، امّا در کنار این کارها آثار قوی و ماندگار هم تولید می شود. اگر ما فقط به سمت ابتذال برویم یعنی تولید آثار ضعیف در نهایت ببخشید می شویم این چیزی که هستیم.

گاهی نگاه انسانی از شخصیت منفی یا همان بد من قصه گرفته می شود و عملاً طوری طراحی می شود که تماشاگر را تنها به وجوه سیاه کاراکتر ارجاع می دهد…

ـ این درست نیست…

سیاوش طهمورث و زنش

از فاکتورهای موثر در موفقیت و ماندگاری یک ضد قهرمان دراماتیک صحبت کنید.

ـ اگر ما شخصیت ها و انسان ها را سیاه و سفید نبینیم، ماجرا به واقعیت وجودی انسان نزدیک تر می شود. همه انسان ها حتماً در وجودشان رنگ آمیزی های متفاوتی دارند که در برخورد با جامعه معنی پیدا می کند. مثال می زنم، اگر شما یک شخصیت را در اطرافتان سیاه و منفی می بینید، دلیل دارد. شاید او تحت تاثیر مسائل خود خواهانه و مسائل پرت اجتماعی قرار گرفته و آنچه را که نباید حالا به خودش حق می دهد. پس شروع می کند به انجام یک عمل اشتباه، یک نوع رفتار نامناسب انسانی و…

پس با همین تعریف او هرگز متوجه ایرادات رفتاری خودش نیست و در واقع خودش را با سیاهی های رفتارش عجین نمی داند چرا که معتقد است کاری که انجام می دهد صحیح است؟

ـ بله دقیقاً، یک ضد قهرمان هرگز خودش را ضد قهرمان نمی داند. بلکه به خودش حق می دهد باید این کار را انجام بدهد. هیچ جنایت کاری نمی گوید من جانی هستم. مثالی می زنند و می گویند اولین نفری که کشتید جنایت کردید امّا دومی و سومی دیگر عادت است. پس هیچ ضد قهرمانی به قول شما و هیچ آدم منفی به قول بعضی ها خودش را سیاه نمی داند. مطلب مهم دیگر اینکه آن کسی که مثبت است هم به این دلیل مثبت است که فقط خودش را نمی بیند. دیگران را هم می بیند.

نمایش تعاریف مختلف شخصیتی در یک ضد قهرمان بر اساس زمان، موقعیت، مکان و فاکتورهای فراوان دیگر متغیر است. چه کنیم تا در خلق یک شخصیت ضد قهرمان متفاوت عمل کنیم؟

ـ چه کنیم که این ضد قهرمانان با هم متفاوت باشند. من سعی کردم تا به حال به این شکل عمل کنم. خب ما در جامعه مان فقط یک عمل بد یا یک رفتار نادرست و غیر انسانی نداریم که فقط در شرایط مختلف همان را انجام دهیم، بدی های مختلف از آدم های مختلف تراوش می کند.

در شرایط مختلف…

ـ بله در شرایط مختلف، اگر ما برای این برخوردها، کنش ها و واکنش ها تفاوت قائل شویم و میان آنها فاصله بگذاریم ضد قهرمان های متفاوتی از سیاوش طهمورث خواهید دیدکه هیچکدام شبیه به هم نیست.

از ضد قهرمانان آثار کلاسیک (سریال گرگ ها) تا سریال های روز تلویزیون (زیر تیغ)؟

ـ بله هیچ تفاوتی نباید وجود داشته باشد. بازیگر باید بتواند کارهای کلاسیک و روزمره را بازی کند. بازیگری که تنها بتواند یک ژانر و در یک گونه بازی کند دیگر بازیگر نیست هنرپیشه است…

و شما چه تفاوتی میان بازیگر و هنرپیشه قائل هستید؟

ـ حرفه هنرپیشه این است که فقط بیاید جلوی دوربین یا روی صحنه، امّا بازیگر تعهد و نسبت به کارش عشق دارد. به عرصه هنر عشق می ورزد و هنر را حرفه و شغل نمی بیند. ممکن است زندگی اش از این راه بگذرد امّا نگاه او شغل و حرفه نیست. او در عرصه هنر زندگی می کند، انسانیت را می بیند چون عشق به عالم هستی را می بیند. عشق به انسانیت دارد عشق به جامعه، عشق به مردم کشورش، عشق به اطرافیانش، دلسوز است. به همین دلیل خودش را متعهد می داند ولی یک هنرپیشه متعهد نیست. متعهد نیست چون عاشق نیست و این کار فقط شغل اوست. او فقط این کار را انجام می دهد.

فرزندان سیاوش طهمورث

نمونه ای از نقش ضد قهرمان های اخیری که شما ایفاگر آن بودید شخصیت یاوری سریال «برابر اصل» بود. به عنوان شخصیتی که در ذهن مخاطب است (به خاطر پخش اخیر) راجع به آن هم صحبت کنید؟

ـ من این سریال را نتوانستم ببینم. پس نمی توانم راجع به کلیت کار نظر دهم. او آن آدم لطمه خورده جامعه بود. اتفاقاتی در جامعه بر او مترتب شده بود که باعث شد به کاراکتر لطماتی بخورد. خیلی از رفتارهای آدمی مثل یاوری بر می گردد به موقعیت هایی که در جامعه برای او ایجاد می شود. در واقع شرایط اجتماعی، او را به این سمت و سو سوق می دهد. ما در جامعه انسانی می بینیم شخصیت هایی را که به دلیل فشار دوران کودکی، عقده های دوران نوجوانی و… دست به هر کاری می زنند تا کمبودهای آن دوره را در این روزگار جبران کنند.

حالا این کمبود می تواند مادی باشد، معنوی باشد، جایگاه اجتماعی باشد و مقامی باشد. حالا چون زود می خواهند به آنچه نداشته اند و آرزویشان بوده برسند و قرار نیست بابت آن تلاش بشود و یا رنجی کشیده شود در نتیجه مجبورند حرکتی غیر عرف یا شاید غیر انسانی انجام دهند که نتیجه اش می شود در مقابل یک قهرمان ایستادن و ضد قهرمان بودن. یاوری هم همین بود. او فقط می خواست به دست بیاورد. او قافیه را در برابر برادرش باخته پس دست به هر کاری می زند. امّا من آن برادر را که آنقدر خوب دیده می شد باز خیلی خوب نمی دیدم. او هم یکسری بدی ها داشت. حالا نمی دانم در ساختار سریال که پخش شد این ماجرا نمایش داده شد یا نه؟! آیا بدی ها و خوبی های شخصیت به اندازه کافی به تصویر کشیده شد یا خیر! چون خودم ندیدم اجازه بده راجع به آن خیلی صحبت نکنم.

در هنگام خواندن یک فیلمنامه چه برخوردی با شخصیت دارید به خصوص یک کاراکتر ضد قهرمان، چگونه با خودتان در موردش کنار می آیید؟

ـ من ماجرای خودم را با شخصیت هایی که قرار است بازی کنم دارم. من دنبال شخصیت می روم، سعی می کنم از کاراکتر وجودی طهمورث فاصله بگیرم و  دنبال کسی بروم که قرار است آن را بازی کنم. سعی می کنم شخصیت را زندگی کنم. حالا اگر کارگردان از این زندگی نهایت استفاده را برد به نظر من زندگی خودم را کرده ام، من نباخته ام چون کار خودم را کرده ام.

سیاوش طهمورث

باور تماشاگر در نزدیک شدن به یک شخصیت منفی بر می گردد به موضعی که در مقابل او می گیرد. اینکه ما بتوانیم کاری کنیم که تماشاگر از برخورد، رفتار و حتی توطئه های این شخصیت به ستوه آمده، شاکی است به قول خیلی ها، حرص مخاطب از او در آمده و خودش را دیگر در مقابل او می بیند. نمونه اش شخصیت عمو در سریال «زیر تیغ» که مخاطب کاملاً در مقابل او و کینه توزی هایش موضع داشت. البته می دانم که ایفای چنین نقش هایی سختی های خاص خودش را دارد؟

ـ سخت است. واقعاً سخت است. من بازیگری را که می خواهد خوشگل جلوی دوربین بیاید اصلاً نمی پسندم و نمی فهمم. من او را در همان تعاریف هنرپیشه ها می بینم و حس می کنم نه چیز دیگر…

فیلم های سینمایی سیاوش طهمورث 

نیمکت (۱۳۹۵)
افسونگر (۱۳۹۲)
کیمیا و خاک (۱۳۸۷)
تسویه‌حساب (۱۳۸۶)

این ترانه عاشقانه نیست (۱۳۸۴)
راه طی شده (۱۳۸۴)
رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳)
خانه‌ای در شن (۱۳۸۲)

فراری (۱۳۸۱)
مسافر ری (۱۳۷۹)
اجاره‌نشین‌ها (۱۳۶۵)

تشکیلات (۱۳۶۵)
کنار برکه‌ها (۱۳۶۵)
آن سفر کرده (۱۳۶۳)


سریال های سیاوش طهمورث 

برابر اصل
خط
شب های روشن
نابرده رنج

شهر دقیانوس
بانو
آخرین دعوت
خون بها

زیر تیغ
دعوت
باجناق ها
سایه سکوت
وارث

معصومیت از دست رفته
نسیم رویا
آبی مثل دریا
فرمان
حر بن عبدی

مسافر ری
فکر پلید
به سوی افتخار
برادر خواب
بازگشت پرستو ها
وکلای جوان

مجسمه های گچی
شبحی در تاریکی
شلیک نهایی
در پناه تو

گرگ ها
حکایت مسافر گمنام
آئینه
افسانه سلطان و شبان
شاه کار
همشهری

سیاوش طهمورث ,بیوگرافی سیاوش طهمورث ,عکس سیاوش طهمورث

تاتر های سیاوش طهمورث

نمایشنامه‌خوانی اژدهاک در سانفرانسیسکو با حضوربهرام بیضایی 

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی مهشید مرندی +ازدواج و عکس‌ها

[ad_1]

مشهد مرندی

مهشید مرندی کهن بازیگر جوان سینما و تلویزیون متولد 27 مهرماه سال 1371 در تهران می باشد و 25 سال سن دارد.

تحصیلات : او فارغ التحصیل رشته کامیپوتر می باشد.

ورود به بازیگری : او برای اولین بار با حضور در سریال گذر از رنج ها به کارگردانی فریدون حسن پور وارد عرصه بازیگری شد.

بعد از آن نیز در فیلم سینمایی ناردون هم حضور یافت و به تازگی نیز در سریال در جستجوی آرامش به کارگردانی سعید سلطانی نیز حضور دارد.

ازدواج و همسر : اطلاعاتی در این زمینه موجود نیست.

بیوگرافی مهشید مرندی

مهشید مرندی و همسرش

اینستاگرام مشهید مرندی : instagram / Mahshid_marandi

عکسهای مهشید مرندی مدلینگ

عکسهای مهشید مرندی

اینستاگرام مهشید مرندی

مهشید مرندی mahshid marandi

بیوگرافی مهشید مرندی و همسرش

[ad_2]

لینک منبع

ازدواج مجدد فریبا نادری +عکس همسر جدیدش

[ad_1]

همسر جدید فریبا نادری

 

فریبا نادری بازیگر زن سینما و تلویزیون به تازگی (در تیرماه 96 ) ازدواج کرده است و عکسهای از وی به همراه همسر جدیدش منتشر شده است.

همسر سابق فریبا نادری مرحوم مسعود رسام بوده است که 8 سال قبل به دلیل تصادف از دنیا رفت.

ازدواج فریبا نادری

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی کمند امیرسلیمانی و همسرش و پسرشان +عکسها و گفتگو

[ad_1]

کمند امیرسلیمانی

بیوگرافی و زندگینامه اش

کمند امیرسلیمانی بازیگر زن سینما و تلویزیون متولد 16 خرداد ماه 1352 در تهران می باشد و 44 سال سن دارد.

تحصیلات :امیرسلیمانی دارای مدرک لیسانس بازیگری و کارگردانی تاتر از دانشگاه آزاد می باشد. 

وی فعالیت هنری و بازیگری خود را از سال 1362 با بازی در مجموعه پای صحبت های بابا علی آغاز نمود.

او توانست در سال 74 با سریال پدر سالار به خوبی شناخته شود.

ازدواج و همسرش

کمند امیرسلیمانی چندین سال است که ازدواج کرده است و متاهل است . همسر او ورقا عامری نام دارد و این زوج دارای یک فرزند پسر به نام ایلیا هستند.

کمند امیرسلیمانی و همسرش

عکس کمند امیرسلیمانی همسر و پسرشان

 پسر کمند امیرسلیمانی با پدرش

عکسی از همسر وی با پسرش

کمند امیرسلیمانی و پدرش و برادرش سپند

پدر , برادر و حانواده کمند امیر سلیمانی

پدر وی سعید امیرسلیمانی نیز از بازیگران قدیمی و پیشکسوت سینما می باشد و برادر او نیز سپند امیرسلیمانی است که میتوان گفت یک خانواده هنرمند هستند.

گفت و گو با کمند امیرسلیمانی 

اگر بازیگر نبودید دوست داشتید چه کاره می شدید؟

به هرحال دوست داشتم کار هنری انجام بدهم و در بخش حرکت و موسیقی فعالیت می کردم.

دوست داشتید چه نقشی را بازی کنید که بازی نکرده‌اید؟

در کارهای خارجی همیشه از زمان کودکی دوست داشتم نقش اسکارلت در فیلم «برباد رفته» را بازی کنم و در کارهای ایرانی هم نقش‌هایی که خانم معتمد‌آریا بازی‌ کرده‌اند همیشه مورد علاقه من بوده است.

 آیا بوده بعد از سالها از نحوه بازیتان خجالت بکشید؟

پیش آمده که نقشی را دوست نداشته باشم اما آنقدر بد نبوده که خجالت بکشم ولی ته دلم خودم از آن نقش راضی نبودم.

در بازیگری الگوی خاصی داشتید؟

من از کودکی زیاد به الگوبرداری اعتقاد نداشتم چون می‌دیدم بازیگران موفق کسانی هستند که شیوه و مدل خودشان را دارند اما خیلی از بازیگران بوده اند که همیشه دوست داشتم بدانم سر صحنه چه کاری انجام می‌دهند که اینقدر خوب بازی می‌کنند و وقتی با این بازیگران همبازی شده‌ام سعی کردم نکات خوب و مثبتی از آنها یاد بگیرم.

 در چند سال اخیر خیلی در مورد دستمزد بازیگران صحبت می‌شود اما آیا واقعا به نظر شما دستمزد بازیگران منصفانه است و یا اینکه آیا پول بازیگران از پارو بالا می‌رود؟

به هرحال ما تعداد خیلی کمی بازیگر داریم که در شرایط خاصی بنا به شرایط کاری دستمزد‌های بالا گرفته‌اند که به نظر من حقشان بوده است چرا که وقتی حضور بازیگری در یک فیلم باعث می‌شود یک میلیارد تومان فروش کند باید حق خودش را بگیرد. اما اصولا اگر بازیگران 12 ماه سال سر کار باشند می‌توان ادعا کرد که درآمد خوبی دارند و یا پولشان از پارو بالا می‌رود اما وقتی من در سال یک یا دو فیلم کار می‌کنم اگر مبلغ آن تقسیم شود متوجه می‌شویم که اصلا پول زیادی نیست.

البته من خودم به عنوان یک بازیگر همراه با پدر و برادرم هیچکدام خانه نداریم، بنابراین پول ما از پارو بالا نمی‌رود.

بیوگرافی کمند امیر سلیمانی

 برخی عنوان می‌کنند که امروزه «مانکن‌های خوشچهره» جای بازیگران واقعی را گرفته‌اند نظر شما در این خصوص چیست؟

چهره یکی از فاکتورهای حضور در بخش تصویری است اما به تنهایی کافی نیست و متاسفانه در دهه گذشته شاهد بوده‌ایم که یکسری افراد تنها به دلیل چهره خوب در سینما کار کرده‌اند. من در دهه 70 درس بازیگری را خواندم و آن زمان خیلی مهم بود کسی که می‌خواهد وارد عرصه بازیگری شود همه فاکتور‌های لازم نظیر استعداد،تحصیلات و چهره مناسب را داشته باشد اما به مرور تحصیلات و استعداد از این موضوع حذف شد.

ما بازیگرانی داریم که امروز چهره‌های خیلی مطرحی هستند و سال‌ها تئاتر کار می‌کردند و حتی برایشان تئاتر اینقدر قداست داشت که حاضر نبودند در تلویزیون بازی کنند، یعنی بخش‌های بازیگری اینقدر تفکیک شده و قابل احترام بود.

 تعریف فیلمفارسی از نظر شما چیست؟

عموما در یک دوره‌ای که اصطلاح فیلمفارسی مد شد یک خط کلی در فیلم‌های ما وجود داشت که یک دختر و پسر جوان از دو طبقه اجتماعی متفاوت عاشق هم می‌شوند و در راه رسیدن به یکدیگر باید سختی بکشند و از ساز و آواز استفاده بشود و در نهایت یک دوست فداکاری هم همیشه وجود داشت که باید تلف می‌شد تا آن دو نفر به هم برسند. فیلم‌هایی که با این سبک ساخته می‌شدند به فیلمفارسی معروف شدند. البته در سال‌های اخیر هم یک دوره‌ای این موج در سینمای ما افتاد و به شکل مدرن این فیلمفارسی‌ها بازسازی شدند.

چرا اغلب مراسم تشییع هنرمندان پیشکسوت خلوت است؟

البته بخشی از شلوغ بودن یا نبودن مراسم تشییع هنرمندان به خود مردم باز می‌گردد. و مثلا سعدی افشار که همین اخیرا فوت کرد اگر از 100 جوان اسم او را بپرسید شاید 10 نفر هم او را نشناسند و بخشی از این شاید کوتاهی رسانه‌ها و سینماگران در معرفی این افراد بوده است. اما یک نسل بعد از این افراد بیشتر توسط مردم شناخته شده‌اند. البته خیلی از مواقع در چنین مراسم‌هایی شان و جایگاه آن هنرمند رعایت نمی‌شود و یکی از دلایلی که خودم به شخصه در مراسم تشییع شرکت نمی‌کنم به دلیل ازدحام و ناهماهنگی است که ایجاد می‌شود.

عکس قدیمی از کمند امیرسلیمانی قبل از عمل و پدرش

 چرا خانه همه بازیگران در شمال شهر است در صورتی که عمده علاقمندان به سینما در جنوب شهر هستند؟

یک دلیل آن این است که هرچه به سمت شمال شهر حرکت می‌کنید از حجم ترافیک و شلوغی کاسته می‌شود و از سوی دیگر در مناطق جنوب شهر لطف و محبت مردم به هنرمندان بسیار بیشتر است و همین موضوع باعث می‌شود تا در برخی موارد بازیگر نتواند زندگی عادی خودش را انجام دهد و به همین دلیل بسیاری از بازیگران ترجیح می‌دهند در مناطق خلوت‌تر زندگی کنند.

چرا زندگی شخصی تعداد قابل توجهی از بازیگران دچار مشکل میشود؟

به دلیل اینکه نوع کار ما یک کار استاندارد و مشخص نیست. من به عنوان یک بازیگر باید تمام ساعات روز و اوقات سالم را کار کنم و در زندگی شخصی هم باید یک همسر خوب، مادر خوب و خانه دار خوب باشم و یک وقت‌هایی برقراری تعادل بین همه این‌ها برای اینکه آدم بتواند در آرام زندگی کند واقعا سخت است. اینکه آدم بتواند تصمیم بگیرد به کدامیک از این‌ها بیشتر برسد و یا به همه آنها برسد. به همین دلیل چون زندگی یک بازیگر حالت عادی ندارد، خیلی وقت‌ها در ابتدای راه دو طرف فکر می‌کنند می‌توانند با چنین شرایطی کنار بیایند اما وقتی وارد زندگی مشترک می‌شوند،سختی‌های زندگی هنری شخص می‌شود.

البته من به عنوان یک بازیگر پیشنهاد می‌کنم که رسانه‌ها یک تحقیقی انجام دهند که از 100 درصد آمار طلاق چند درصد مربوط به بازیگران است. اگر 30 یا 40 درصد بود که خیلی بالا است اما اگر قشر هنرمند 5 درصد از آمار طلاق در جامعه را به خود اختصاص داد واقعا زیاد نیست. البته فروپاشی یک خانواده اصلا ارتباطی به شغل ندارد اما چون بازیگران بیشتر در چشم هستند مردم فکر می‌کنند آمار طلاق در آنها بیشتر است.

برخی معتقدند اگر از سینما ابتذال و خشونت را بگیریم دیگر چیزی ا‌ز آن باقی نمی‌ماند. نظر شما در این زمینه چیست؟

این موضوعی است که باید به آن فکر کنم که اصلا واقعا اینگونه هست یا نه. اما به هرحال شاید فاکتورهایی باشند که برای جذابیت در سینما از آنها استفاده می‌کنند.

عکس جدید کمند امیر سلیمانی

در سال‌های اخیر فیلم‌هایی ساخته شده‌اند که نمی‌توانیم با فرزندمان به دیدن آنها بریم. نظر شما در این مورد چیست؟

به نظر من این قضیه اصلا موضوع اشکال داری نیست.اما در همه جای دنیا برای فیلم‌ها درجه بندی سنی دارند. بخش عجیب اما این است که ما بخش کودک و نوجوان نداریم و اگر ما هم بخش کودک و نوجوان داشتیم دیگر مخاطبان دچار این مشکل نمی‌شدند و اصلا لزومی ندارد بچه 10- 12 ساله یک فیلم سیاسی یا انتقادی اجتماعی را ببیند.

چرا هنرپیشه‌های هالیوود همه جا مثل سومالی در سیاست‌های خارجی شرکت دارند ولی هنرپیشه های ما نیستند؟

برای اینکه ارتباطات جهانی ما مثل آنها قوی نیست و این مشکل به سینماگران ما مربوط نمی‌شود.

چقدر از اجناسی که مصرف میکنید ایرانی است؟

در برخی از اجناس به خصوص موارد خوراکی یا هر چیز دیگری که کیفیت آن از کالای خارجی بهتر باشد، حتما سعی می‌کنم از کالای ایرانی استفاده کنم.

 اگر یک میلیارد پول داشتید با آن چه می‌کردید؟

کار خاصی نمی‌کردم. در شرایط امروز اقتصادی یک میلیارد تومان واقعا پول زیادی نیست و شما می توانید یک خانه معمولی بخرید. و به نظرم شما باید بگوئید اگر ده میلیارد داشتی چکار می‌کردی. چرا که اگر بخواهید یک خانه 100 متری به بالا در یکی از محله‌های شمالی تهران بخرید شاید یک مبلغی هم باید به این پول اضافه کنید!. و مردم شاید این سوال را باید ده سال قبل می‌پرسیدند.

بنابراین واقعا نمی‌دانم با یک میلیارد چه کاری می‌توانم انجام دهم.

کمند امیرسلیمانی با پسرش ایلیا

 آخرین کتابی که خواندید چه بوده است؟

کتاب «راز عشق» یک یکسری از خاطرات پروفسور حسابی بود.

 بزرگترین آرزوی شما چیست؟

بزرگترین آرزوی من سلامتی جسم و روح است چرا که فکر می کنم اگر کسی سلامتی جسمی و روحی داشته باشد به همه آرزوهایش می‌رسد.

 بهترین فیلمی که دیده‌اید را بگوئید؟

خیلی فیلم‌های زیادی است که نمی‌توانم تک تک نام ببرم.

 بدترین فیلمی را که دید‌ه‌اید بگوئید؟

خیلی دوست ندارم نام ببرم.

 در تمام سال‌هایی که مشغول کار هنری هستید آیا احساس کردید که جایی به شعورتان توهین شده است؟

بله در خیلی از جاها این احساس وجود داشته است. همین که ما به یک قراردادی احترام می‌گذاریم و به تعهد کاری خود پایبند هستیم اما تهیه‌کننده پول ما را نمی‌دهد و یا سر وقت پرداخت نمی‌کند، توهین به شعور ما است.

کمند امیرسلیمانی

اینستاگرام کمند امیرسلیمانی : instagram/Kamandamirsoleymani

 بهترین حسودی که تا به حال انجام داده‌اید چیست؟

اگر کسی را خیلی دوست داشته باشم و در کنار من نباشد به کسانی که در آن لحظه پیش او هستند حسودی می‌کنم. اما حسودی به معنای واقعی کلمه و معنی بد آن نکرده‌ام.

فیلم های سینمایی کمند امیرسلیمانی

مظفرنامه (۱۳۸۶)
شبانه (۱۳۸۳)
شیدا (۱۳۷۷)
قرمز (۱۳۷۷)

مهریه بی‌بی (۱۳۷۳)
راز خنجر (۱۳۷۱)
چون ابر در بهاران (۱۳۶۹)
در آرزوی ازدواج (۱۳۶۹)

دخترک کنار مرداب (۱۳۶۸)
ترنج (۱۳۶۵)
با من از فردا بگو ۱۳۶۶
سفر عشق ۱۳۶۷

پاییز بلند ۱۳۷۲
قاعده بازی ۱۳۷۵
اگر تو نبودی ۱۳۸۵
شاید دوست شایددشمن ۱۳۸۷

شماره‌های انتظار ۱۳۹۰
بابای من خوانندس ۱۳۹۰
دروازهٔ روی هشت ۱۳۹۱
جایزه برای بازنده ها۱۳۹۱
رستم و سهراب ۱۳۹۲
جایزه‌ای برای قدرت ۱۳۹۳

kamand amir solaeymani

سریال های کمند امیرسلیمانی 

پای صحبت‌های باباعلی (۱۳۶۲)
مخمصه (۱۳۶۳–۱۳۶۲)
سوادآموزی (۱۳۶۳)
عقیق (۱۳۶۸)

آمیز قلمدون (۱۳۷۳)
همسران (۱۳۷۳)
پدرسالار (۱۳۷۴)
عیاران (۱۳۷۴)

دردسر بزرگ (۱۳۷۵)
بگذار آفتاب برآید (۱۳۷۸–۱۳۷۷)
همسایه‌ها (۱۳۷۹)
فرمان (۱۳۸۱)
داوطلب (۱۳۸۲)

رسم شیدای (۱۳۸۳)
مشق عشق (۱۳۸۳)
پنجره (۱۳۸۵)
بی مقدمه (۱۳۸۵)

ساعت شنی (۱۳۸۵)
ماه عسل (۱۳۸۷)
دفتر خانه شماره۱۳ (۱۳۸۸)
تبریز در مه (۱۳۸۹)
ملکوت (۱۳۸۹)

هوش سیاه (۱۳۸۹)
توطئه فامیلی (۱۳۹۰)
معمای شاه (۱۳۹۰)
یک لحظه دیرتر (۱۳۹۱)
دزد و پلیس (۱۳۹۱)

ویلای من (۱۳۹۲–۱۳۹۱)
هوش سیاه ۲ (۱۳۹۲)
بی قرار (۱۳۹۲)
شوخی کردم…! (۱۳۹۳–۱۳۹۲)

فاخته (۱۳۹۳)
مثل من مثل تو (۱۳۹۳)
پریا (۱۳۹۵)
در جستجوی آرامش (1396)
نوار زرد (1396)

بیوگرافی کمند امیرسلیمانی و همسرش و پسرشان

[ad_2]

لینک منبع