بیوگرافی کامل بهنام بانی +ماجرای ازدواج و عکسها

[ad_1]

بهنام بانی

بهنام بانی خواننده موسیقی پاپ در تاریخ 11 مهرماه سال 1366 متولد شده است و 30 سال سن دارد . وی اصالتا دامغانی می باشد و عضو یک خانواده 4 نفری است.

او یک خواهر بزرگتر از خودش دارد و با مادرش فقط 19 سال اختلاف سن دارد.

وی دوران دانشجویی خود را در سال 84 در شهر شاهرود گذرانده است و از همان موقع در عرصه موسیقی فعالیت داشته است اما به گفته ی خودش او سالها تلاش کرد تا شناخته شود و صدایش شنید شود اما در ان مدت موفق نشد.

تا اینکه در یکی دو سال اخیر قطعاتی را با همراهی و تنظیم حامد برادران تولید کردم وارد شرایط جدیدی شدیم که به نوعی آغازگر فاز تازه ای از فعالیت های من در عرصه موسیقی است که طی انعقاد قراردادی با مدیریت موسسه «آوای فروهر» به زودی کارهای جدیدی را آغاز خواهیم کرد.

البته طبق برنامه ریزی هایی که انجام گرفته آلبوم جدیدم با شکل و شمایلی کاملا متفاوت وارد بازار می شود و ما بعد از انتشار آلبوم عملا وارد فاز برگزاری کنسرت ها خواهیم شد که امیدوارم این فضای جدید بتواند دربرگیرنده اتفاقات خوبی باشد.

ازدواج و همسرش

بهنام بانی تا کنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد و طبق گفته ی خودش فعلا تصمیمی برای انجام این کار ندارد.

مادر بهنام بانی

بهنام بانی و مادرش

بهنام بانی و حامد برادران

بهنام بانی و حامد برادران آهنگساز و تنظیم کننده آهنگهایش

بیوگرافی بهنام بانی

اینستاگرام بهنام بانی : instagram / Behnambani

عکسهای بهنام بانی

تک اهنگ های بهنام بانی : اخماتو واکن / بسمه / همه دنیام / عاشقم کرده / چی بگم / من یه دیوونم / علاقه خاص / زیبای بی همتا / بیخیال / بیا اینجا / مرز دیوونگی / زندگیمون قصه نبود / فصل عاشقی / ای کاش

بهنام بانی و مهران مدیری

بهنام بانی در برنامه دورهمی

behnam bani

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی حسین شاهرخ نیا جوان طناز شرکت کننده در مسابقه خنداننده شو +اینستاگرام

[ad_1]

حسین شاهرخ نیا

حسین شاهرخ نیا جوان طنازی که چندی پیش با انتشار ویدیوهایی جالب و فان از خود در صفحه اینستاگرامش توانسته بود طرفداران زیادی پیدا کند این شب ها شاهد حضورش در ماسبقه خنداننده شو در برنامه خندوانه هستیم که به خوبی توانسته به مراحل نهایی برنامه صعود کند.

سرگروه او در این مسابقه حسن معجونی از بازیگران تئاتر و سینما می باشد.

ویدویی جالب و طنز از او می توانید مشاهده نمایید . برای دیدن بقیه فیلم و ویدیوهایش به صفحه اینستاگرامش مراجعه کنید : instagram / sheykh_ho3ein

حسین شاهرخ نیا خنداننده برتر خندوانه

بیوگرافی حسین شاهرخ نیا

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی نجمه جودکی و همسرش +گفتگو و عکسهای اینستاگرامی‌اش

[ad_1]

نجمه جودکی

بیوگرافی و زندگینامه اش

نجمه جودکی مجری زن صدا و سیما در تاریخ 21 آبان سال 1371 در تهران متولد شده است و 25 سال سن دارد.

تحصیلات : وی فارغ التحصیل لیسانس معماری در دانشگاه آزاد و فیلم سازی و تدوین از سروش است.

نجمه فرزند اول خانواده اش می باشد و پدر وی اصالتا اخل خوانسار است .

در سن 14 سالگی اولین اجرای خود را به‌طور کاملا اتفاقی انجام داد و از آن‌جا بود که دنبال علاقه‌اش رفت. درست در زمانی که سودای حضور در تلویزیون را داشت به گفته زنده‌یاد مهران دوستی عمل کرد و در رادیو به گویندگی پرداخت.

آخرین اجراهای وی در تلویزیون برنامه مردم گرام از شبکه سه و برنامه ترانه باران از شبکه شما می باشد که در سال 96 پخش گردید.

ازدواج و همسر

همسر نجمه جودکی کیست ؟

نجمه جودکی متاهل است.وی در سال 1395 با مهدی پارسا زاده ازدواج کرده است .

عکس شوهر نجمه جودکی , همسر نجمه جودکی

نجمه جودکی و همسرش

عکس نجمه جودکی

سلفی نجمه جودکی ذر پشت صحنه برنامه اش با کمند امیرسلیمانی

گفتگو و مصاحبه با نجمه جودکی

در اجرا‌هایتان چقدر خودتان بودید؟

من خیلی آدم یکدستی نیستم و مدام در حال تغییر هستم. در طول زندگی شخصی‌ام نیز به همین صورت عمل می‌کنم. وقتی در حال اجرا هستم همیشه و در همه‌جا خوشحالم و لبخند از روی لبانم محو نمی‌شود.

همیشه سعی کردم قبل از اجرا‌هایم خیلی با آدم‌هایی که حالم را دگرگون می‌کنند در ارتباط نباشم که اجرایی خوب و عالی داشته باشم. در اجرا‌هایم کاملا خودم هستم، منتها خودمی که سعی کرده است در لحظه اجرا خودش را متعلق به مردم بداند و به هیچ‌چیز دیگری فکر نکند.

به این فکر می‌کنم که نجمه جودکی باشم که خودش از نوع تلویزیونی است؛ خودم را مدیون مردم می‌بینم و در آن یک ساعتی که اجرا می‌کنم مال مردم هستم، باید زندگی شخصی خود را فراموش کنم و با مردم باشم.

در اجرا‌هایتان خیلی بداهه صحبت می‌کنید، فکر نمی‌کنید این شیوه اجرا به جذب مخاطب لطمه وارد کند.

من چنین تفکری از اجرا‌هایم ندارم و فکر نمی‌کنم این شیوه اجرا از مخاطب من بکاهد. من کلا از متن فراری هستم و سعی می‌کنم در برنامه‌هایم نکته‌هایی از پیش تعیین شده‌ پیش خودم داشته باشم، مگر این‌که اتفاق خاصی بیفتد و با آن متن ارتباط برقرار کنم و در اجرایم از آن استفاده کنم. احساس می‌کنم در قالب گذاشتن مجری باعث بروز اتفاق خوبی در کار نخواهد شد و مردم ما را پس می‌زنند.

در دوربین زنده بداهه‌گویی کار بسیار مشکلی است، در این شرایط با مشکلات و استرس مواجه نمی‌شوید؟

در برنامه غیر‌زنده اجرا برایم خیلی سخت‌تر است، برنامه‌ای که اجرا در آن زنده است روح تازه‌ای در آن جریان دارد و احساس می‌کنم چون مردم به من نگاه می‌کنند این دوربین به من حرف می‌دهد و این بسیار زیباست.

به‌نظر من این بداهه‌گویی در برنامه زنده باید بیشتر اتفاق بیفتد. پله اول این است که خودت را نسبت به دیگران بیشتر قبول داشته باشی، به شرط این‌که به مرز غرور کاذب نرسی.

خودباوری و غرور هر دو یک کلمه است ولی کمی رنگ‌هایشان با هم فرق دارد، در این کار‌ها باید اعتماد به نفس داشته باشی و به خود‌باوری برسی. زمانی می‌توانی خودت را باور داشته باشی که قدر خودت را در لحظات بدانی.

بیوگرافی نجمه جودکی

رسانه ملی به‌نظر مخاطب اهمیت می‌دهد و با مجری که بخواهد اشتباه کند برخورد می‌کند. در این شرایط چه می‌کنید؟

کسی باید مجری شود که ادب و شخصیتش در راستای رسانه ملی باشد. من اگر بی‌ادبانه رفتار کنم، بیننده با این اشتباه من برخورد خواهد کرد. من در تنهایی خودم هم هیچ‌وقت با آدم‌ها نا‌محترمانه صحبت نمی‌کنم، کسی باید به این حیطه وارد شود که این چهارچوب‌ها را رعایت کند، چون او در قبال جامعه مسئول است.

دلیل این‌که دید مردم ما نسبت به قبل بسیار حساس‌تر شده‌ است، چیست؟

من احساس می‌کنم مردم ما آرام نیستند، من در این مدت که دوباره به تلویزیون بازگشتم، از فضای مجازی متنفر شدم، مدام مردم دنبال ایراد گرفتن هستند. قبلا فضای مجازی نبود و مردم راحت‌تر با مسائل برخورد می‌کردند، ولی در حال حاضر صبر مردم هم خیلی کم شده است و فقط منتظر سوتی و گاف هستند، این واقعا اشتباه است.

در شرایطی که فضای مجازی در بین مردم فراگیر شده است برای کم کردن حساسیتشان چه باید کرد؟

همه آدم‌ها خطا می‌کنند ولی ما مجری‌ها چون در اولویت دید هستیم، خطایمان هم در جلوی چشم قرار می‌گیرد. از کاه برایمان کوه می‌سازند. من نمی‌دانم چه باید کرد.

از «هفت ترانه» و نحوه حضورتان در این مجموعه برایمان بگویید.

من چهار سال در شبکه‌های داخلی ممنوع‌التصویر بودم و اجازه اجرا در شبکه‌های معاونت سیما را نداشتم. بعد از «سین مثل سریال» نوروز ۹۱ به شبکه شما و این برنامه دعوت شدم. در ابتدا نپذیرفتم، برنامه‌ای که مهمان نداشت و دکور بسیار ساده‌ای داشت جذب مخاطب برایش به سختی انجام می‌پذیرفت.

در نهایت قبول کردم و به‌عنوان مجری این برنامه شروع به فعالیت کردم و بدون جایزه رکورد یک میلیون و نیم میلیون پیامک را زدم. بعد از مدتی برای جذابیت بیشتر احساس کردم که باید حرفه‌ای خواننده‌ها را بیان کنم و در لابه‌لای برنامه این صحبت‌ها را بیان می‌کردم. این ایده، برنامه را جذاب کرد و با استقبال مردمی مواجه شد.

من «هفت ترانه» را دوست داشتم به خاطر این‌که به من اجازه داد خودم و قابلیت‌هایم را نشان دهم. این‌که برنامه‌ات را به چه صورت نمایش دهید که برای مخاطب جذاب باشد، واقعا در بهتر دیده شدن آن مجری موثر واقع می‌شود. من در «هفت ترانه» خیلی خودم بودم و این جزو افتخارات من است.

چطور شد به این اجرای راحت و بی‌دغدغه امروزی رسیدید؟

من کلا از چهارچوب متن فراری هستم و از اول به همین صورت بودم. در «هفت ترانه» بسیار به من خوش گذشت، سه سال این برنامه را اجرا می‌کردم، در اوج سریال‌های ماهواره‌ای این برنامه مخاطب را به سمت تلویزیون کشاند و پای این برنامه نشاند و از این بابت خیلی خوشحالم.

یک اجرای استاندارد در ایران چه نوع اجرایی است؟

به نظر من یک مجری خیلی نباید خودش را هم‌سطح با مهمانش بداند، باید گفت‌و‌گویی را ترتیب بدهد که بیننده حس کند باز مجری برنامه قهرمان دیده خواهد شد. من برنامه‌هایی که خیلی قربان صدقه مهمان می‌روند را نمی‌پسندم، باید در جاهایی از برنامه چالش هرچند کوچک ایجاد کرد که به یک چاشنی خوب در برنامه تبدیل شود.

مهران دوستی همیشه می‌گفت 10 ثانیه طلایی برنامه را از دست ندهید وقتی که شما شروع می‌کنید اگر در آن 10 ثانیه تیر را به مخاطب زدید همه‌چیز تمام است، ولی اگر نزدید مخاطب برنامه‌تان را‌‌‌ رها می‌کند و در اولویت بعدی قرار می‌گیرید.

با توجه به این‌که گویندگی در رادیو و اجرا درتلویزیون بسیار با هم متفاوت است، چطور به اجرا در تلویزیون رسیدید؟

خیلی از دوستان که از رادیو می‌آِیند به‌خصوص مجری‌های خانم با لحن کاملا رادیویی به اجرای برنامه می‌پردازند و صدا‌سازی می‌کنند، در رادیو تنها ابزار برای ارتباط با مخاطب صدایت است، ولی در تلویزیون با زبان بدنت هم باید با مخاطبت ارتباط برقرار کنید، این مجری است که باید بین تمام ابزار یک برنامه که در اختیارش گذاشته‌اند، تعادل ایجاد کند.

اولین گام گفت‌وگوی خوب است و در مراحل بعدی مطالعه حرف اول را می‌زند و بعد تک‌تک آدم‌هایی که یک برنامه را می‌سازند در بهتر دیده شدن آن برنامه موثر هستند.

عکسهای نجمه جودکی

آدرس اینستاگرام نجمه جودکی : instagram/najmehjoodaki

از اجرا در تلویزیون در کنار کدام مجری بیشتر لذت بردید؟

محمد سلوکی در تلویزیون جزو کسانی است که خیلی به من کمک کرد، مخصوصا در «سین مثل سریال» و «این‌جا ایران» است و همیشه از اجرا در کنار او لذت می‌برم.

نجمه جودکی به نظرتان چقدر توانسته تا به الان در اجرا موفق عمل کند؟

تا خواستم بال و پر بگیرم زمینم زدند. مردم تا من را شناختند در شبکه‌های داخلی نبودم، برای همین الان نمی‌گویم خیلی متفاوت هستم، اما مسائلی هست که دوباره در ارتباطم با مخاطب و نوع گفت‌وگویم دوباره از صفر شروع کردم، نتوانستم چالشی شروع کنم چون مردم نسبت به من گارد داشتند. با همه این‌ها فکر می‌کنم تا به این‌جا کار موفق عمل کردم.

وقتی حضور در برنامه «صبحی دیگر» را پذیرفتید استرس کمبود مخاطب نداشتید؟

به هیچ عنوان، مطمئن بودم «صبحی دیگر» پرمخاطب است. بخشی که من اجرا ‌کردم در مورد دکوراسیون داخلی بود و خیلی آن بخش را دوست داشتم که بسیار مورد توجه قرار گرفت.

حضورتان در تلویزیون از جام جم شروع شد، خودتان این تجربه‌ها را چطور دیدید؟

من دوسال «این‌جا ایران است» را با محمد سلوکی اجرا می‌کردم و برنامه خوبی بود. طبق ذائقه مردم ایران در خارج ازکشور ساخته شد و در زمان خودش توانست حال مردم را خوب کند.

درباره مصاحبه ات با پژمان بازغی در مردم گرام به این مسئله اشاره کردی که تا وقتی تلویزیون مجری دارد، نباید در مناسبت ها آنتن در اختیار بازیگران قرار بگیرد. می خواستی روش مدیران را به نقد بکشی یا با اجرای بازغی مشکل داشتی؟

من با اجرای پژمان بازغی هیچ مشکلی ندارم. به نظرم خیلی مجری خوبی است و کودک شو را هم خیلی خوب اجرا کرده. من خیلی کلی این حرف را زدم. منظورم به همه مدیرها و رسانه ملی بود نه بازغی.

اما روندی که در مصاحبه با پژمان بازغی پیش گرفتی طوری بود که به نظر می رسید این بازیگر را برای اینکه سوپراستار نشده متهم می کنی. بعد هم که یک مرتبه او را با محمدرضا گلزار در دو کفه ترازو می گذاری و مقایسه می کنی. اینطوری مهمان برنامه آزرده نمی شود؟

اصلا. معلوم است که من هیچ مشکلی با آقای بازغی ندارم. حتی وقتی آقای بازغی در اینستاگرامش پست گذاشت اصلا اسمی از من نیاورد. گفت و گوی ما کاملا حرفه ای بود. اگر مصاحبه کامل را دیده باشی من گفتم که چرا استار نشدید و پژمان بازغی گفت: «ما اصلا در ایران استار نداریم.»

نجمه جودکی مجری

اجراهای نجمه جودکی :

فرصت ویژه / کمی متفاوت / هفت ترانه / ترانه باران / سین مثل سریال / مثبت 17 / مردم گرام و …

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی ژاله صادقیان و همسرش +عکسها و گفتگو با او

[ad_1]

ژاله صادقیان

بیوگرافی و زندگینامه

ژاله صادقیان مجری تلویزیون و رادیو متولد سال 1344 در شهر تهران می باشد و 52 سال سن دارد.

تحصیلات : وی فارغ التحصیل رشته ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی می باشد.

وی برای اولین بار در سن 5 سالگی گویندگی در رادیو را تجریه کرد و پس از 8 سال تجریه از رادیو خارج شد و به تخصیل پرداخت.

اولین اجرای او در تلویزیون برنامه‌ای تحت عنوان «گلپونه‌ها»، با مضمون شعر و موسیقی بود. او در سال 1383 با ترک رادیو و آغاز فعالیت رسمی خود در تلویزیون، اولین  برنامه خود را با نام «چرتکه» اجرا کرد.

در سال 1386 اجرای برنامه را در رادیو برون مرزی صدای آشنا آغاز کرد. «ستاره‌چین شب‌های روشن» اوّلین برنامه او در رادیو صدای آشنا بود. او به علت علاقه، گویندگی را در زمینه شعر و موسیقی و ادب دنبال کرده است. وی تاکنون موفق به دریافت چندین جایزه در زمینه گویندگی شده است.

ازدواج و همسر

ژاله صادقیان ازدواج کرده است و عکسی از او همسرش منتشر نشده است.

ژاله صادقیان و همسرش

 

گفتگو م مصاحبه با ژاله صادقیان

  نخستین بار چه کسی به شما گفت که صدایتان مناسب گویندگی است؟

هیچ کس.

پس چطور گوینده شدید؟

من از پنج سالگی وارد رادیو شدم.

برای برنامه های کودکان؟

بله، برای برنامه های کودکان در نمایشنامه های رادیو بازی می کردم. گوینده بودم. شعر می خواندم.

مگر سواد داشتید که هم شعر می خواندید و هم گویندگی می کردید؟

من در همان پنج سالگی به اندازه یک دانش آموز کلاس سوم، سواد داشتم.

جهشی خوانده بودید؟

نخیر، مادرم ناظم مدرسه بود و مرا همراه خودش به مدرسه می برد. من به نشستن در کلاس درس خیلی علاقه داشتم و با وجود این که مجبور نبودم مطالب درس را یاد بگیرم، یاد می گرفتم.

یعنی کلاس به کلاس بالا می رفتید؟

بله، همراه بچه ها امتحان می دادم و پایه به پایه بالا می رفتم.

پس جهشی درس خوانده اید؟

من در امتحان شرکت می کردم اما گواهی تحصیلی نمی گرفتم و با وجود این که وقتی به سن مدرسه رسیده بودم از هم سن و سال های خودم جلوتر بودم اما رفتم و در کلاس اول ثبت نام کردم.

چرا؟

به خاطر این که پدرم موافق جهشی خواندن من نبود.

با این سطح درسی، نشستن سرکلاس اول سخت نبود؟

خیلی سخت بود اما یک معلم نازنین داشتم که مرا درک می کرد و امروز که به آن دوران نگاه می کنم هیچ رنجی به خاطرم نمانده است، جز خاطره های شیرین.

حالا چگونه به رادیو راه پیدا کردید؟

ما یک آشنای خانوادگی داشتیم که در رادیو کار می کرد. به تهیه کننده برنامه رادیو می گوید که یک بچه پنج ساله می شناسم که می تواند متن رادیویی را بخواند. چند روز بعد به رادیو رفتم. از من امتحان گرفتند و پذیرفته شدم. در برنامه های مختلفی هم حضور داشتم بعدها این همکاری با برنامه سازان نامدار رادیو مانند خانم ها چهره نگار، برومند و آذر پژوهش ادامه یافت.

نخستین نقشی که ایفا کردید خاطرتان هست؟

اولین نقشم مار عینکی بود در یک نمایشنامه رادیویی.

آن موقع ها صدای خودتان را می شنیدید؟

خیلی کم.

بیوگرافی ژاله صادقیان

وقتی اولین بار صدای خودتان را از رادیو شنیدید، چه حسی داشتید؟

هیچ، چون آن موقع نمی دانستم تبعات این ماجرا چیست. حتی من متوجه نشدم که چرا دیگران از کار من تعجب می کنند و برایشان جالب است و وقتی بعد از سال ها به رادیو رفتم و آن برنامه ها را گوش دادم بغض کردم به یاد سال های رفته.

پس شما با رادیو بزرگ شده اید؟

کاملا، روزها و لحظه ها با رادیو و در رادیو گذشت.

وقتی رادیو را ترک کردید، به این لحظه ها فکر نکردید؟

اتفاقا فکر کردم و خیلی هم سخت بود.

چرا از رادیو رفتید؟

من یک شبه و آنی تصمیم نگرفتم که از رادیو بروم، سه سال این عملی کردن تصمیم طول کشید. شرایط باعث شد.


چه شرایطی؟

ماجرا مربوط به سال ها پیش است. آقای خجسته مدیر رادیو بخشنامه کردند که گویندگان رادیو باید فقط در رادیو یا تلویزیون کار کنند. استدلالی که می کردند و من هم با آن موافق نیستم این بود که گویندگان رادیو نباید چهره شان لو برود. البته من همان موقع بی درنگ رادیو را انتخاب کردم.

به خاطر خاطرات گذشته؟

هم به خاطر تجربیاتی که داشتم و هم به خاطر تبعاتی که کار در تلویزیون دارد، همیشه از تلویزیون فراری بودم اما بعد از سه سال از آن انتخاب به این نتیجه رسیدم که کسی برای انتخاب من و دوستانم ارزش قائل نیست.

چه ارزشی باید قایل می شدند؟

کسانی که با کار رادیویی آشنا هستند به خوبی می دانند که کار رادیو به نسبت تلویزیون وقت گیرتر است.علاوه بر این من معتقدم یکی از سخت ترین کارها و حتی سخت ترین کار، گویندگی رادیو است. از هنرپیشگی، دوبله و اجرا در تلویزیون همه سخت تر است.

چرا سخت است؟

چون در گویندگی رادیو شما هستید و چند جمله و یک میکروفون باید چنان اجرای دقیقی داشته باشید که بتوانید با مخاطبی که به صدای شما گوش می دهد القا کنید، آنچه را که می خواهید. این تصور غلطی است که رادیو یعنی حرف زدن.بنابراین من بارها شاهد بوده ام که برای یک ساعت برنامه رادیو به یک گوینده توانا و ماهر که بهترین اجرا را داشته است آن موقع پنج هزار تومان می دادند اما به افراد دیگری با عنوان شاعر، گوینده و هنرپیشه که الفبای گویندگی را هم بلد نبودند 20 هزارتومان برای همان برنامه پرداختند.

همین ها باعث شد که کوچ کنید؟

علاوه بر این تبعیض ها، وقتی نگاه می کنی که پیشرفت مادی و معنوی در تلویزیون است، چرا در تصمیم خودم تجدیدنظر نکنم. همین بود که به تلویزیون آمدم.

الان کار در تلویزیون چگونه است؟

خیلی خوب، براساس پیشنهادی که داده می شود توافقی صورت می گیرد، شرایطی تعیین می شود و سپس کار بدون هیچ حاشیه ای آغاز می شود. در تلویزیون شما با مشکلات کار روبه رو هستید تا با مشکلات حواشی کار.

شما بیرون از رسانه ملی هم اجرا می کنید؟

بله، اجرای برخی برنامه ها را به عهده داشته ام.

برخی از این برنامه ها که دارای ارزش هنری نیستند و ماندگاری ندارند، به خاطر دستمزدهای کلان است که انتخاب می کنید؟

من با این بخش از سوال شما که اجرای این برنامه هنری نیست مخالفم، مدیریت یک سمینار یا نشست یا همایش ظرایف خاص خود را دارد که به آن لباس هنرمندانه می پوشاند و این اجرای هنرمندانه به استعدادهای درونی یک مجری ارتباط دارد.

خانم صادقیان! ما در ایران کمبود گوینده داریم؟

خیلی زیاد.

با وجود این همه شبکه رادیو و تلویزیونی؟

راه اندازی و ایجاد شبکه های متعدد در رادیو و تلویزیون موجب شد یک بازار کار بزرگ ایجاد شود و در این فضا،بسیاری بنا به ضرورت تاسیس این شبکه ها و کمبود زمان و این که کسی نبود که این برنامه ها را اجرا کند، جذب این شبکه ها شدند و مردم ایران هم به خاطر محبت بسیار زیادی که دارند هر کس سیمایش در تلویزیون و صدایش در رادیو شنیده شود، این کاره به حساب می آورند و به اصطلاح کارش می گیرد. باور کنید ما گوینده هایی داریم که هنوز نمی توانند یک بیت شعر حافظ را درست بخوانند،جرات هم ندارند که بگویند ما نمی توانیم. می خوانند و می رود پی کارش.

اشکال کار کجاست؟

به نظر من ضعف مدیریت است.ما برای جبران این نواقص باید 10سال مستمر نیرو و انرژی بگذاریم، شاید جبران شود.

در منطقه خاورمیانه و در بین کانال های تلویزیونی، سطح مجریان ایرانی را به نسبت دیگر کشورها چگونه می بینید؟

به طور مستمر دنبال نکرده ام که بخواهم مقایسه ای انجام داده باشم اما این را می توانم بگویم که ما مجریان و گویندگان ایرانی و فارسی زبان، صاحب زبانی خوش آهنگ هستیم که بزرگ ترین و بهترین یاور ماست.با وجود این یاور نتوانسته ایم خوب استفاده کنیم.

شما تپق زده اید؟

مگر می شود کسی گوینده و مجری باشد، تپق نزده باشد اما به گفته دیگران خیلی کم تپق زده ام،علتش هم این بوده که حساسیت زیادی داشته ام و روی برنامه مطالعه کرده ام.

سوتی هم داده اید؟

هرگز، فکر می کنم از مجریانی باشم که هیچ وقت به خاطر اجراهایم تذکری نگرفته ام.

فرزندتان نمی خواهد گوینده شود؟

استعداد زیادی دارد اما علاقه ای به این کار ندارد. شاید مشکلات مادرش را دیده است و حساب کار دستش آمده.

خانواده با ساعت های مختلف برنامه شما مشکل نداشته اند؟

نه، من هم سعی کرده ام برنامه هایم را به گونه ای تنظیم کنم که آن ها به خاطر کار من لطمه نخورند. یعنی وقتی ساعت 11 شب اجرا دارم، مطمئنم همه کارهای خانه انجام شده است و من با خیال راحت برنامه را اجرا می کنم.

وقتی به تلویزیون آمدید، احساس غربت نکردید؟

اوایل خیلی این احساس را لمس می کردم. چند وقت پیش وقتی به رادیو رفتم هم این احساس را بیش تر داشتم، چهره هایی می دیدم که خیلی تازه بودند.

ساختمان جام جم رفتید یا ارگ؟

جام جم.حالا دیگر جایی نیست که کسی احساس خودمانی بودن بکند.

ژاله صادقیان در برنامه دورهمی

ژاله صادقیان در برنامه دورهمی مهران مدیری

بیوگرافی ژاله صادقیان و همسرش

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی شهاب مظفری و همسرش +کنسرت ها و عکسها و مصاحبه

[ad_1]

شهاب مظفری

بیوگرافی و زندگینامه

شهاب مظفری خواننده و آهنگساز جوان متولد 7 اردیبهشت ماه سال 1367 می باشد و 29 سال سن دارد.

تحصیلات : وی با رشته کامپیوتر وارد دانشگاه گردیده است و همزمان با تخصیل خود در همان اوایل در زمینه موسیقی فعالیت نمود.

ساز حرفه ای او پیانو ست که از کودکی یادگیری آن را آغاز کرد. و مضاف بر آن ، گیتار کلاسیک نیز، از سازهای دیگری ست که مسلط است.

شهاب اولین اهنگ خود را در سال 1387 به نام از وقتی رفتی منتشر نمود که مورد توجه همگی قرار گرفت اما بعد از آن با انتشار کارهای احساسی دیگر توانست به خوبی شناخته شود و هواداران زیادی را بدست آورد به طوری که صفحه اینستاگرام او بیان گر این موضوع می باشد و دارای حدود 700 هزار فالور است !

وی در سال 1396 جزو خوانندگان مجاز گردید و برای پخش آثار خود مجوز دریافت نمود.

شهاب مظفری اولین کنسرت رسمی خود را در سال 96 ( 14 و 15 و 23 تیرماه) در 6 سانس برگزار کرد و هر 6 سانس هم به طور کامل بلیط هایش فروخته شد.

ازدواج و همسرش

وی تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

کنسرت شهاب مظفری

مظفری درباره فضای عمدتاً آرام و عاشقانه آثارش و این‌که فعالیت در این فضا نوعی سیاست کاری است یا جزئی از کاراکتر شخصی‌اش، گفت: «این فضا به هیچ عنوان کاراکتر من نیست. ولی این حال و هوا، خودم و درونم را آرام می‌کند. احساس می‌کنم با این نوع خواندن آرامش خاصی به من دست می‌دهد. مخاطبین من هم با این شکل خواندن من مأنوس شده‌اند و به خوبی توانسته‌اند با آن ارتباط برقرار کنند.

البته در همین قطعه «منو ترکم نکن» سعی کرده‌ام کمی فضا را بشکنم و نمی‌دانم چه بازخورد و نتیجه‌ای خواهم گرفت. همه این‌ها در اتاق فکری که با دوستان در موسسه «آراد» تشکیل شده بررسی خواهد شد و در تصمیم گیری‌های بعدی ما تأثیر خواهد گذاشت.»

فیلم از کنسرت شهاب مظفری

شهاب مظفری و محسن چاوشی

محسن چاوشی با انتشار عکسی همزمان با کنسرت شهاب مظفری حمایتش را از او اعلام نمود و نوشت : امشب شب دیوانه هاست !

بیوگرافی شهاب مظفری

اینستاگرام شهاب مظفری : instagram / shahab_mozaffari

شهاب مظفری و همسرش

گفتگو و مصاحبه با شهاب مظفری

شهاب مظفری درباره نخستین کنسرتش در تهران که در 14 و 15 تیر در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار خواهد شد و تمامی بلیت‌های چهار سانس آن در کمتر از 24 ساعت به فروش رسید نیز گفت: «من فقط خدا را دارم. عاشق خدا هستم و یک جمله دارم و به آن معتقدم که «همیشه خدا با من است…» لطف خدا شامل حال من شده تا مردم من را دوست داشته باشند. بعد از کنسرت تهران برای اجرا در شهرستان‌های مختلف برنامه‌ریزی کرده‌ایم و سعی خواهم کرد در بهترین حالت ممکن کنسرت تهران و شهرستان برگزار شود.»

وی درباره زمان انتشار نخستین آلبوم رسمی خود نیز گفت: «به امید خدا برای انتشار آلبوم در آینده تصمیم خواهیم گرفت و در حال حاضر زمان مشخصی را نمی‌توانم برای آن اعلام کنم. فعلاً قصد دارم آثار را به صورت تک‌آهنگ به گوش مخاطبین برسانم.»

 

سن و قد شهاب مظفری

اولین کنسرت شهاب مظفری

تک آهنگ ها : «میگن که عوض شدی»، «عکس قدیمی»، «آی»، «تلخ»، «تو بخند»، «لعنتی‌ترین حوالی» و «حس عمیق» و …

بیوگرافی شهاب مظفری و همسرش

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی سینا شعبانخانی و همسرش +ازدواج و عکسها

[ad_1]

بیوگرافی و زندگینامه

سینا شعبانخانی خواننده و آهنگساز جوان ایرانی متولد 23 آذر ماه سال 1367 می باشد  و 29 سال سن دارد.او اصالتا اهل شهریار می باشد.

تحصیلات : وی فارغ التحصیل رشته زبان ادبیات فارسی از دانشگاه سراسری در مقطع کارشناسی است.

سینا شعبانخانی با تک آهنگ جادوی چشمات توانست به خوبی شناخته شود و یکی از هیت ترین آهنگهای او به شما می رود.

وی در سال 96 تیتراژ برنامه ماه عسل احسان علیخانی را اجرا نمود که سهم زیادی در شناخته شدن او داشت.

وی  تاکنون آلبوم رسمی در بازار ارائه نداده است اما به زودی قرار است این اتفاق یبفتد.

ازدواج و همسر

سینا تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

سینا شعبانخانی بیوگرافی سینا شعبانخانی

اینستاگرام سینا شعبانخانی : instagram / Sina_shabankhaniعکس سینا شعبانخانی

بیوگرافی سینا شعبانخانی

سینا شعبانخانی و مادرش

عکسی سینا شعبانخانی در کنار مادرشسینا شعبانخانی و احسان علیخانی

سینا شعبانخانی در کنار احسان علیخانی پشت صحنه برنامه ماه عسل

سینا شعبانخانی در خندوانه

حضور سینا شعبانخانی در برنامه خندوانه

تک آهنگ ها : ملک بانو ، جادوی خاص ، تنگ غروب ، وای که دلم ، اگه نباشی , عمدا , ماه عسل , من بی قرارم , عاشق تو ام , من بی تو , هم خونه , تب چشمات, دیوونه میشم و …

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی آرش ظلی پور و همسرش +عکسها

[ad_1]

آرش ظلی پور

بیوگرافی و زندگینامه اش

آرش ظلی پور سردبیر روزنامه و مجری ایرانی متولد 1358 در تهران می باشد و 38 سال سن دارد.

تحصیلات : وی دارای مدرک لیسانس مهندسی مکانیک سیالات است. 

وی در سال 1385 وارد قاب تلویزیون شد. اما با اجرای برنامه سه ستاره در کنار احسان علیخانی توانست بهتر دیده شود.

آرش ظلی پور از سال 87 تا مهر 1394 به مدت ۷ سال از اجرا و حضور مستقیم در جلوی تلویزیون دور شد. 

ازدواج و همسرش

آرش ظلی پور متاهل است و چندین سال است که ازدواج کرده است.عکسی از همسر وی در دسترس نیست.

 درباره  پیوستن برنامه سه ستاره و اجرای مشترک با علیخانی گفت: من در گروه احسان علیخانی بودم و مشغول جمع آوری آثار و رفت وآمد به سازمان که دو هفته به شروع برنامه احسان به من پیشنهاد داد با توجه به اشرافی که به این اتفاق دارم و از ابتدای این ایده در این فضا بودم کنارش باشم و اجرای بخشی را برعهده داشته باشم. باعث افتخار من است که در این رفاقت هشت ساله برای اولین بار در یک قاب با احسان بودم.

بیوگرافی ارش ظلی پور

 

 

آرش ظلی پور و احسان علیخانی

آرش ظلی پور و احسان علیخانی مجریان سه ستاره

 

آرش ظلی پور ,عکس آرش ظلی پور ,بیوگرافی آرش ظلی پور

اینستاگرام آرش ظلی پور : instagram / arashzellipour

 

عکس ارش ظلی پور

 

اجراهای آرش ظلی پور 

ورزش از نگاه دو
دست پخت های خودمانی
سه ستاره
صبح خلیج فارس
من و شما

آرش ظلی پور مجری

سریال های آرش ظلی پور 

دلنوازان 

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی زانیار خسروی و همسرش و برادرش + عکس و گفت و گو

[ad_1]

زانیار خسروی خواننده و بازیگر ایرانی متولد 2 اردیبهشت 1364 در تهران می باشد و 32 سال سن دارد.

سبک موسیقی زانیار خسروی پاپ است. 

زانیار خسروی پس از مدت ها موفق به دریافت مجوز شد و اولین آلبوم موسیقی خود را در سال 1392 با نام بیست و هشت روانه بازار نمود. 

ازدواج و همسرش

زانیار خسروی ازدواج کرده است و متاهل می باشد.اسم همسر او ارنیکا صادقی است.

زانیار خسروی و همسرش

عکس همسر زانیار خسروی

زانیار خسروی و برادرش سیروان

زانیار خسروی برادر کوچک سیروان خسروی که او هم از خوانندگان و تنظیم کنندگان سرشناس است می باشد.

گفت و گو با زانیار خسروی 

همکاری خانوادگی

برادران خسروی در آثار زیادی با یکدیگر همکاری کرده و به گفته خودشان روی آثار هم تاثیر گذاشته‌اند. سیروان همیشه بر استفاده از نبوغ و ایده‌های زانیار تاکید کرده و زانیار هم همیشه از تاثیر سیروان در طی کردن مسیر هنری‌اش گفته است. مادر سیروان و زانیار در بیشتر کنسرت‌های فرزندانش حضور داشته و به صورت جدی فعالیت‌های آنها را دنبال می‌کند. می‌گویند خود وی نیز از صدای خوبی برخوردار است. تردیدی نیست وجود چنین فردی در پیشرفت هنری 2 برادر که حالا از سرشناس‌ترین چهره‌های موسیقی کشور محسوب می‌شوند، تاثیر بسزایی داشته است.

وی که بسیار هنردوست است و گویا مشوق اصلی فرزندانش برای گرایش به موسیقی در سنین پایین بوده در حاشیه کنسرت سیروان در جشنواره موسیقی فجر سال 92 به عنوان «مادر سیروان خسروی» به پیروز ارجمند (مدیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد) معرفی شد و ارجمند نیز به وی بابت تربیت 2 فرزند هنرمند که توانسته‌اند هواداران زیادی پیدا کنند، تبریک گفت. او نیز در پاسخ اظهار کرد: «من طرفدار بچه‌هایم هستم. وقتی کوچک‌تر بودند آنها را به نام ما می‌شناختند. حالا برای خودشان کسی شده‌اند و هر کجا می‌رویم ما را به نام آنها می‌شناسند و می‌گویند مادر فلانی است! این روزها سرشان حسابی شلوغ است و بیشتر در کنسرت‌ها آنها را می‌بینم. دیدن موفقیت‌شان و اینکه این همه هوادار دارند، برایم لذت‌بخش و شیرین است…».

جذابیت‌های شهرت از بین می‌رود

«هیچ‌کس اولش با انگیزه مالی وارد این عرصه نمی‌شود. اکثر بچه‌ها با عشق به موسیقی کار را شروع می‌کنند ولی به جایی می‌رسند که سن‌شان بالاتر می‌رود و نیازهای‌شان عوض می‌شود. آن‌وقت به خودشان می‌گویند پس شغل من چیست؟! بعد می‌فهمند که کلیپ‌های‌شان باعث شده نتوانند کنسرت بگذارند و آلبوم بدهند و در نتیجه هیچ درآمدی نخواهند داشت و فقط هزینه کرده‌اند.

هیچ راهی هم ندارند جز اینکه در مراسم‌ها بخوانند! عده‌ای این کار را می‌کنند و عده‌ای هم نمی‌توانند چنین کاری انجام دهند و با روحیات‌شان جور در نمی‌آید و واقعا این بدترین حالت ممکن است. خدا را شکر من با این همه مشکلات مالی، حداقل از پس هزینه‌های خودم برآمده‌ام چون برای دیگران کار می‌سازم. اما عده‌ای فقط خواننده‌اند یعنی باید برای ترانه، آهنگ، تنظیم، ویدئوکلیپ و… هزینه کنند و آخرش هم به هیچ می‌رسند و روزی متوجه این می‌شوند که دیگر دیر شده است.

چون عمر هنری یک خواننده دیگر این‌طور نیست که مثل گذشته بگوییم مثلا 25 یا 30 سال است، درست عین فوتبال شده است دوران اوج 3 تا 5 سال و اگر خیلی خوش‌شانس باشی 10سال است. البته استثنا هم وجود دارد ولی شاید روزی برسد که این معروفیت هم دیگر فایده‌ای نداشته باشد و مثل اوایل برای‌تان جذاب نباشد که از آن طرف، برای مردم هم جذاب نخواهد بود؛ چون این‌قدر شما را دیده‌اند که خسته شده‌اند!»

مرادخانی می‌تواند خیلی به موسیقی کمک کند

«آقای مرادخانی، معاون محترم هنری وزارت ارشاد در صدور مجوز فعالیت من خیلی نقش داشتند. البته از مسئولان محترم حراست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم سپاسگزارم که خیلی نسبت به من لطف داشتند و در این زمینه همکاری کردند. در روزهای اول روی کار آمدن آقای مرادخانی، جلسه‌ای با او داشتیم، من شرایطم را توضیح دادم و آقای مرادخانی هم قول پیگیری داد. بسیار از او سپاسگزارم. به نظرم آقای مرادخانی می‌تواند خیلی به موسیقی کمک کند. یکی از ویژگی‌های مثبت وی این است که بچه‌های موسیقی را می‌شناسد و از آثارشان مطلع است. این خودش خیلی کمک بزرگی می‌کند.

معمولا کسانی که قبلا در این سمت بودند صرفا مدیر بوده‌اند. ولی وی علاوه بر اینکه مدیر است، از جنس هنرمندان هم هست. ویژگی دیگر آقای مرادخانی این است که می‌شود او را دید! در حالی که پیش‌تر این امکان حتی در مورد مدیران رده پایین‌تر هم میسر نبود اما الان این امکان میسر است که هنرمندان او را رودررو ببینند و مشکلات‌شان را در میان بگذارند. امیدوارم این روند ادامه داشته باشد».

طلسم 4ساله

زانیار حدودا از 4 سال پیش برای دریافت مجوز اقدام کرده بود. خودش درباره طولانی شدن پروسه دریافت مجوز فعالیتش می‌گوید: «دلیلش را دقیق نمی‌توانم بگویم اما شاید این بود که از همان ابتدا، خودم به صورت مستقیم برای دریافت مجوز اقدام نکردم. یکی از تهیه‌کننده‌ها پیگیر امور مجوز من بود، چند بار خواستم خودم پیگیری کنم اما او اصرار داشت که خودش کار را پیش ببرد و متاسفانه نتیجه‌ای حاصل نشد. حدود 2 سال و نیم وی پیگیر بود ولی بالاخره خودم پیگیر شدم و خدا را شکر نتیجه داد».

امیدوارم بقیه هم بتوانند مجاز شوند

دریافت مجوز زانیار باعث شد راه برای دیگران هموار شود و چهره‌های دیگری نیز به عرصه رسمی قدم بگذارند و این امر خوشحالی خودش را هم در پی داشته است: «این‌طور که شنیده‌ام تعداد دیگری از دوستان مجوز گرفته‌اند و من از این بابت بسیار خوشحالم. امیدوارم من نفر آخر نباشم و بقیه هم بتوانند مجاز شوند و همان‌طور که آقای مرادخانی هم گفتند چارچوب‌ها طوری باشد که وزارت ارشاد نقش «ارشادی» داشته باشد و دایره غیرمجازها کوچک‌تر شود.

خیلی از بچه‌هایی که غیرمجاز هستند، کاملا این قابلیت را دارند که در حیطه مجاز کار کنند. فقط اشتباه‌شان این بوده که ویدئو داده‌اند. شاید هم اشتباه نبوده چون هیچ‌کس حاضر نیست اسپانسرشان شود. من خودم هم آهنگسازم، هم تنظیم کننده‌ام و هم ترانه می‌نویسم و کارهای خودم را انجام می‌دهم اما خیلی‌های دیگر نمی‌توانند هزینه‌های لازم را تامین کنند. برای اینکه در جایی خودشان را به نمایش بگذارند کلیپ می‌دهند و ممنوع‌الکار می‌شوند».

زانیار خسروی و دوست دخترش

سیروان پرکار شده!

«در مورد سیروان این را بگویم که خدا را شکر این روزها تعداد اجراهای او چه در تهران و چه در شهرستان‌ها بیشتر شده است و به همان نسبت وقت کمتری دارد، حتی برای خودش. انرژی‌ای که کنسرت‌ها از خواننده می‌گیرد خیلی زیاد است و این‌طور نیست که فقط 2 ساعت روی استیج بخواند و بعد قبراق و سرحال باشد. اگر سیروان 3 سال پیش این فرصت را داشت که هر سال برای خودش یک آلبوم و یک آلبوم هم برای خواننده دیگری تنظیم کند و در کنار آنها تعدادی تک‌آهنگ هم برای دیگران بسازد، الان این زمان کلا به این محدود می‌شود که فقط برای خودش هر 2 سال، یک‌ آلبوم تولید کند یا اینکه چند تک‌آهنگ بسازد.

فرق سیروان و من با بقیه خواننده‌ها – نه همه آنها – این است که خیلی از آنها فقط می‌خوانند یا نهایتا ملودی کارهای‌شان را می‌سازند؛ ولی کسی که رهبر ارکستر خودش است، خواننده است، آهنگساز و تنظیم‌کننده آلبومش است، میکس و مسترینگ آلبوم خود را هم انجام می‌دهد و همه کارها بر عهده خود اوست، انگار کار 6 نفر را به تنهایی انجام می‌دهد ولی خواننده‌ای دیگر به طور همزمان به یک نفر می‌گوید شعر را شما بگو، به یک نفر دیگر می‌گوید تنظیم را شروع کن، یک نفر دیگر صدابرداری کنسرتش را انجام می‌دهد و شخص دیگر هم رهبر ارکسترش است و او فقط می‌خواند.

طبیعتا این خواننده مجال بیشتری نسبت به کسی که خودش کار 6 نفر را انجام می‌دهد دارد. سیروان پرکار شده اما در زمینه‌ای دیگر. قطعا من هم اگر کارهایم به همین شکل پیش برود، احتمالا برای دیگران کار نمی‌سازم یا اگر هم بسازم خیلی کم است».

موسیقی، فقط «صدا» نیست

«کلیپ ساختن جذاب است چون موسیقی فقط صدا نیست؛ مجموعه‌ای از صدا و تصویر و… است. همان‌طور که سینما هم فقط تصویر نیست؛ بخش مهمی از حس یک صحنه با موسیقی القا می‌شود. این را هم باید گفت که در تمام دنیا هنرمندان رسانه دارند اما متاسفانه ما رسانه‌ای در این زمینه نداریم. صدا و سیما هم که به جز موارد خاص و با محدودیت‌های خاص خودش، حمایت نمی‌کند اما در نهایت، همان‌طور که کلیپ در دیده شدن موثر است، شاید خیلی بیشتر در محو شدن هم موثر باشد چون خواننده درگیر کلیپ‌ها می‌شود و روزی می‌رسد که به این فکر می‌کند که «کلیپ ساختم که چه شود»؛ بازگشت مالی ندارد و باید هزینه هم کرد؛ مسائلی مثل بی‌کار شدن هم وجود دارد».

آب سیب پاکتی و اپل!

«بیست و هشت»، عنوانی بود که زانیار برای نخستین آلبومش برگزید. دلیل انتخاب این نام، انتشار آلبوم در 28 سالگی زانیار بود. این در حالی است که پیش‌تر Adele (خواننده مشهور بریتانیایی) عنوان 2 آلبومش («19» و «21») را بر اساس سنش در زمان انتشار انتخاب کرده بود و همین باعث شد عده‌ای زانیار را به تقلید از ادل متهم کنند. زانیار نیز با انتشار یادداشت کوتاهی در فیس‌بوکش به این افراد پاسخ داد: «یک سری از دوستان گفتن که خانوم ادل هم 2 تا آلبوم به اسم نوزده و بیست و یک داره. بله درسته. ولی آب سیب پاکتی که عکس سیب روشه دلیل نمیشه که از اپل کپی کرده باشه! بیست و هشت هم عدد سنمه…!».

سیروان؛ انگیزه و پشتیبان

« از پدر، مادر و همسر عزیزم به خاطر حمایت‌های‌شان ممنونم. از برادر عزیزم «سیروان» خیلی ممنونم که همیشه، هم انگیزه‌ام بوده و هم پشتیبانم. هیچ‌وقت در این 6 سال نگذاشت که ناامید شوم. از همه طرفداران عزیزم که بسیار دوست‌شان دارم و در این سال‌ها در هر شرایطی پشت من بوده‌اند هم سپاسگزارم؛ بزرگ‌ترین انگیزه‌ام برای ادامه‌ کارم آنها بوده‌اند».

زانیار خسروی ,بیوگرافی زانیار خسروی ,عکس زانیار خسروی

اینستاگرام زانیار : instagram / xaniarkhosravi

بیشترین مخاطبان ما در داخل ایران هستند

شاید خیلی‌های دیگر اگر در محدودیتی چندساله گرفتار می‌شدند، بار سفر می‌بستند تا آن سوی آب‌ها بدون دغدغه «ممیزی» کارشان را ادامه دهند اما زانیار همه این سال‌ها را به دلیل انگیزه‌هایش پشت سر گذاشت: «یکی از چیزهایی که در من برای ماندن انگیزه ایجاد می‌کرد، وجود 75 میلیون ایرانی در خاک ایران است؛ یعنی بیشترین مخاطب در داخل کشور حضور دارد. دلیل دیگر این است که دغدغه من این نبوده که بخواهم به هر قیمتی کنسرت برگزار کنم یا مثلا بخواهم خط قرمزها را زیر پا بگذارم. سومین و مهم‌ترین دلیل این است که من نمی‌توانم برای مدت زیادی از خانواده و اطرافیانم دور بمانم. آنهایی که رفته‌اند هم لابد نظرشان چیز دیگری بوده است. یک نفر صلاح‌دیده که برود و یک نفر مثل من صلاح دیده که بماند».

برادران مستقل

هر چند سیروان و زانیار طرفداران مشترک زیادی دارند و در تولید آثار مختلف برای خود و دیگران همکاری‌هایی جدی داشته‌اند اما هر دوی آنها بر حفظ استقلال هنری‌شان و حرکت در مسیری مجزا تاکید دارند.  زانیار که چند سال دیرتر از برادر بزرگ‌ترش به عرصه رسمی قدم گذاشته است، قصد دارد نامش زیر سایه سیروان قرار نگیرد در حالی که انتظار می‌رفت سیروان نقش پررنگی در تنظیم قطعات نخستین آلبوم برادرش داشته باشد اما هیچ قطعه جدیدی توسط او تنظیم نشد و تنها 2 قطعه که قبلا با تنظیم سیروان تولید و منتشر شده بود در «بیست و هشت» قرار گرفت و یک قطعه نیز با ملودی او ساخته شد.

تابستان سال گذشته، سیروان با رکوردشکنی عجیب هوادارانش در سرعت خرید بلیت‌های کنسرت در کانون توجهات قرار گرفت. سیروانی‌ها همه‌ بلیت‌های کنسرت او را در 2 ساعت خریداری کردند تا حتی خود سیروان هم از این اتفاق شگفت‌زده شود! 

اما این تنها سیروان نبود که با این اتفاق مواجه شد زانیار هم 30 فروردین 93، Sold Out چند ساعته آن هم برای اولین کنسرتش را تجربه کرد. زانیار اردیبهشت امسال 3 شب در نمایشگاه بین‌المللی تهران روی استیج رفت تا بالاخره طعم شیرین دیدار با هوادارانش را بچشد و خاطرات 6ساله‌اش را با آنها مرور کند.

کلیپ‌ها، کارم را عقب انداخت

من کلیپ‌ها را تقریبا 6سال پیش، خودم به شبکه‌ها داده بودم تا پخش کنند ولی در این 3، 4 سال اخیر که تصمیم گرفتم به سمت کار مجاز حرکت کنم، تازه متوجه شدم که آنها موقع پخش کلیپ چقدر استقبال می‌کنند ولی وقتی به آنها می‌گویی که «دیگر پخش نکنید، برای من مشکل‌ساز است، من می‌خواهم کار مجاز عرضه کنم و…»، آنجاست که دیگر کسی جوابت را نمی‌دهد و اصلا معلوم نیست که مسئولش کیست و دیگر هیچ‌کس آنی که باید باشد، نیست. این موضوع خودش به تنهایی نزدیک به 2سال کار مرا عقب انداخت تا ما بالاخره بتوانیم جلوی پخش این کلیپ‌ها را بگیریم. 

بزرگ‌ترین آرزوی یک خواننده، برگزار کردن کنسرت است

«نظر من این است که بچه‌هایی که می‌خواهند کار کنند، سعی کنند از مشورت‌ها و راهنمایی‌های خوانندگانی که قدیمی‌ترند و چند دوست بزرگ‌تر و هر کسی که می‌شناسند، استفاده کنند و به سمت موسیقی غیرمجاز نروند. علاوه بر آن دغدغه‌های مالی، بزرگ‌ترین آرزوی یک خواننده، برگزار کردن کنسرت است؛ مثل بازی کردن در تیم ملی فوتبال؛ یعنی شما حاضری هیچی نداشته باشی ولی کنسرت داشته باشی و این انرژی مستقیم را از مردم گرفتن، خودش بحث جداگانه‌ای است که شاید به خاطر ویدئو، سال‌ها از آن محروم شوی و هیچ موقع آن لذت نصیبت نشود».

«موسیقی مجاز»، سبک نیست!

«خیلی‌ها فکر می‌کنند که مجاز شدن، کار در «سبک مجاز» را به دنبال دارد، درحالی‌که چنین سبکی وجود ندارد! از میان کارهایی که انجام داده‌ام به جز یکی، دو آهنگ اول، فکر نمی‌کنم سایر آثارم فرمی داشته باشد که قابل اجرا نباشد یا اینکه از شعری استفاده کرده‌ باشم که قابل خواندن نباشد و به طور کلی استایلم به شکلی نبوده که بخواهم عوضش کنم. قرار نیست عوض شوم. از اولین کارم حدود 6 سال گذشته و این زمان شاید یک عمر فعالیت هنری باشد. در این مدت به نسبت سن، شرایط، نیازها و اهداف، تغییراتی در همه ایجاد می‌شود و برای من هم همین‌طور بوده است. سبک موسیقی‌ام نیز به همان نسبتی که تا به حال عوض شده، تغییر خواهد کرد و قرار نیست اتفاق بزرگی بیفتد. همین روند را ادامه خواهم داد و شاید تغییراتی هم داشته باشم، مثل هر موزیسین دیگری. مثلاً من «بدون تو» را تغییر می‌دانم، اما تغییر مثبت؛ چون از سبک خودم فاصله نگرفته‌ام و در آن زانیاری وجود دارد که کمی بزرگ‌تر شده است».

من و سیروان تصمیم داریم با هم روی استیج نرویم!

قطعا برای بسیاری از هواداران برادران خسروی، اجرای مشترک این دو نفر جذاب خواهد بود اما گویا آنها چنین قصدی ندارند: «فکر نمی‌کنم به این زودی من و سیروان روی استیج برویم. اتفاقا تصمیم گرفته‌ایم این کار را انجام ندهیم! برای حرف زدن در این مورد خیلی زود است…»

خودم را رقیب سیروان نمی‌دانم

«من هیچ‌وقت خودم را رقیب سیروان نمی‌دانم. قصد رقابت با کسی را ندارم و کسی را هم رقیب کسی نمی‌دانم. سبک‌ها و سلیقه‌ها متنوع است و هیچ خواننده‌ای جای خواننده‌ دیگر را تنگ نکرده است. فقط به این فکر می‌کنم که کاری انجام دهم که خودم و طرفدارانم دوست داشته باشیم».

«دوست دارم زندگی رو»؛ نسخه زانیار!

«دوست دارم زندگی رو» یکی از قطعات هیت موسیقی پاپ در سال 92 بود. این قطعه از ساخته‌های زانیار بود که با صدا و تنظیم سیروان خسروی منتشر و به یکی از قطعات پرطرفدار کنسرت‌های سیروان تبدیل شد که همیشه با همخوانی مثال‌زدنی حضار همراه بود. زانیار این قطعه‌ محبوب که ترانه و ملودی‌اش را خودش ساخته بود، در کنسرت 19 اردیبهشت اجرا کرد؛ این در حالی بود که «سیروان» هم در سالن حضور داشت و از روی صندلی همراه با مردم با برادرش همخوانی می‌کرد.

انگار هویتی نداشتم…

زانیار در شب کنسرتش در گفت و گو با «نیویورک تایمز» درباره دوران ممنوع‌الکاری‌اش گفت: «من مانند فوتبالیستی بودم که زمینی برای بازی کردن نداشت. من آلبومی نداشتم و تنها یک مجموعه آهنگ بود که نمی‌توانستم کنسرتی با آنها اجرا کنم، طوری بود که انگار هویتی ندارم. تا قبل از این هیچ مقام رسمی‌ای حتی با من ملاقات نمی‌کرد اما الان این اجازه را دارم که چندین سئانس کنسرت برگزار کنم. 

سال‌ها وقتی به برگزاری کنسرت فکر می‌کردم، قلبم درد می‌گرفت. فکر می‌کردم این کار تقریبا غیر ممکن است. امیدوارم همه خوانندگان زیرزمینی بتوانند کنسرت اجرا کنند. ممکن است مجبور باشیم مدت زیادی را صبر کنیم، اما حتما این اتفاق می‌افتد».

زانیار خسروی

بیوگرافی زانیار خسروی و همسرش

[ad_2]

لینک منبع